چیجوری کتاب بخونیم تا بیشترین استفاده رو ببریم؟

الان هم کتابا زیاد شدن و هم کتاب خوانا، اما بیشتر مردم نه کتابای خوب رو می شناسن و نه به چیزی که می خوندن، فکر می کنن. نبود دقت باعث نبود درک و نبود درک باعث فراموشی سریع مطالب میشه. مطالعه فنیه که باید اونو یاد گرفت. واسه خوندن یک کتاب، برخورداری از مهارت خوندن کافی نیس، به ویژه اگه مجبور به خوندن یک کتاب آموزشی یا درسی باشین و درک مفاهیم واسه شما لازم باشه. در این مقاله شما می بینین که باید چیجوری کتاب بخونیم.

 

خلاصه چند تا نکته مهم:

  • از شروعِ کتاب شروع به خوندن کنین؛
  • خوندنِ مقدمه و مؤخره ی کتاب لازم نیس؛
  • بین خوندن کتاب، برحسب احتیاج استراحت کنین؛
  • از فهرست مطالب واسه یافتن فصلا یا قسمتای خاص استفاده کنین؛
  • عبارات و جملات جالب یا مهم رو علامت گذاری کنین؛
  • یادداشتا یا توضیحات مهم رو با مداد بنویسین.

بخش اول: مراحل مقدماتی

۱. انتخاب کتاب

اگه می خواید واسه دل خودتون کتاب بخونین، واسه خرید کتاب شاید به دو گزینه فکر می کنین: کتابای داستانی یا غیرداستانی. از بینِ میلیونا کتاب داستانی و غیرداستانی موجود، یافتنِ کتاب دل خواه و مناسب خودتون، کار سختیه. واسه شروع انتخاب کتاب، بهتره به دو دسته از موضوعات فکر کنین: موضوعاتی که به اونا علاقه دارین و موضوعاتی که علاقه ای به اونا ندارین. سعی کنین از تنوع گسترده ی موضوعات کتاب غافل نشید. بعضی از شکلای جور واجور موضوعات ادبیات داستانی عبارتند از: داستانای علمی-تخیلی به سبک پادآرمانشهر (تشنگی جنگ نوشته سوزان کالینز)، داستانای واقع گرایانه (بیگانگان نوشته اس.ای.هینتون)، داستانای فانتزی (سرزمین قصها نوشته کریس کولفر) و داستانای تاریخی (بربادرفته نوشته مارگارت میچل).

  • با ملاک گذاشتن سلیقه ی شخصی تون، راحت تر می تونین کتاب مورد علاقه تون رو پیدا کنین. خرید کتاب به صلاح دید بقیه، حتما لذت بخش بودن اونو واسه شما تضمین نمی کنه. بعضی از افراد از خوندن رمانای فانتزی لذت می برن و یه سریای دیگه از این نوع رمانا بدشون میاد. به این فکر کنین که دوست دارین هنگام خوندن یک کتاب، چه چیزایی رو تجربه کنین؟ در جست وجوی یک داستان ماجراجویانه ی پرانرژی هستین یا کشفِ اندیشمندانه ی ایده ها؟ دوست دارین حجم کتابی که می خونین، چقدر باشه؟ دوست دارین داستانی که می خونین چقدر رقابت بر انگیز باشه؟ عقاید خاصی وجود دارن که دوست دارین نویسنده از اونا دوری یا استقبال کرده باشه؟ اگه جواب این سوالا رو بدونین، بخش ی انتخاب تون محدود می شه و کتاب مناسب خودتون رو راحت تر پیدا می کنین.
  • محدود کردنِ بخش ی انتخابِ کتابای غیرداستانی نسبت به کتابای داستانی، آسون تره. بیشترِ کتابای غیرداستانیِ معروف، نشون دهنده تاریخ یا زندگی نامه ی افراد مشهور هستن. پس واسه خرید این جور کتابا باید از خودتون بپرسید: دوست دارم با سرگذشت کدوم شخصیت مشهور بیشتر آشنا بشم؟ دوست دارم از کدوم کشور، اتفاق بزرگ، جنگ یا واقعه ی تاریخی بیشتر بدونم؟ به کسب اطلاعات بیشتر درباره اقیانوسا، دایناسورها، دزدان دریایی یا شعبده بازی علاقه دارم؟ تقریبا درباره هر موضوعی که فکرش رو بکنین، کتاب غیرداستانی هست.
  • شخصیت

  • یافتن یک کتاب غیرداستانی درباره موضوعی که بهش علاقه دارین، پایان کار نیس. شما باید سبک نوشتن نویسنده رو اجمالا آزمایش کنین تا حدس بزنین از اون لذت میبرین یا نه. به خاطر اینکه ما با همه سبکای نگارشی راحت نیستیم، بهتره قبل از خرید کتاب، دو صفحه اول اونو بخونیم. اگه سبک نوشتن نویسنده واسه شما سخت و کسل کننده س، بهتره از خرید اون بیخیال شین.

  • به کتابخونها مراجعه کنین و از کتاب دارها کمک بگیرین. کتابخونه جای آروم و مناسبی واسه جست وجوی کتابای گوناگونه، گذشته ازاین، فقط با پرداخت هزینه عضویت می تونین کتابای مورد علاقه تون رو بخونین.
  • کتابا رو از روی جلدشان قضاوت نکنین. شاید عنوان و تصاویر روی جلد، کسل کننده یا مخالف با سلیقه ی شما به نظر برسن، اما داستان می تونه لذت بخش و جذاب باشه، طوری که بشه از روی جلد کتاب تصورش رو کرد. البته این نکته شامل همه کتابا نمی شه، پس بهتره کتاب رو عاقلانه انتخاب کنین! ضخامت کتاب رو هم در نظر بگیرین. اگه می خواید خوندن کتاب رو سریع تموم کنین، کلِ کتابای بزرگ و قطور رو از فهرست انتخاب تون حذف کنین. در آخر، اگه می خواید واسه فرد دیگری کتاب بخرین، سن و علایق اون فرد رو هنگام انتخاب کتاب درنظر بگیرین.
  • از دور و بریا کمک بگیرین. دوستان خوب و آشنایان نزدیک با شناختی که از شما دارن، می تونن کتابایی رو به شما معرفی کنن که احتمال میدن شمام از خوندن شون لذت میبرین.

  • در اینترنت جست وجو کنین. وارد گروه ها و صفحاتی بشین که در اونا کتاب دوستان به معرفی و نقد کتاب می پرازن. در این گروه ها، افراد بهترین کتابایی رو که خونده ان به هم معرفی می کنن. شما می تونین دیدگاه های بقیه رو درباره کتابای معرفی شده، ملاک انتخاب خود واسه خرید کتاب قرار بدین. درکل، از این فضا واسه آشنایی سریع با محبوب ترین و پرفروش ترین کتابا استفاده کنین.
  • عضویت در باشگاهای کتاب راه دیگری واسه خرید کتاب و دریافت اون از راه پسته.
  • شرکت در نشستای بحث و گفت وگو درباه ی یک کتاب خاص با حضور نویسنده در کتاب فروشیا یا شهرکتابا از راه های دیگر آشنایی بیشتر با کتاب هاست.
  • فراموش نکنین در دل هر داستانی، درس پندآموزی پنهون، پس شانس تجربه اندوزی خود رو به دلیل ی کسل شدن از توضیحات کوتاه نویسنده در چند صفحه اول کتاب از دست ندین.

۲. دسترسی به کتاب

شما می تونین واسه دسترسی به کتابی که انتخاب کردین به یکی از روشای زیر عمل کنین:

مراجعه به کتابخونها یا کتاب فروشیا، قرض گرفتن کتاب از دوستان و آشنایان و خرید نسخه های الکترونیکی کتابا.

مراجعه به کتابخونها

جنبه ی مثبت: بدون خریدن کتاب از مطالب اون استفاده میکردین.

جنبه ی منفی: درصورتی که کتاب دلخواه شما از طرف عضو دیگری از کتابخونه به امانت گرفته شده باشه، واسه دریافت اون باید منتظر بمونین.

مراجعه به کتاب فروشیا

جنبه های مثبت:

  • می تونین به شکلای جور واجور کتابای موجود در بازار خیلی راحت دسترسی پیدا کنین؛
  • با پرداختن پول صاحب کتاب شید؛
  • پول-نام-تصویر

  • می تونین در کتاب شخصی خودتون علامت گذاری کنین یا یادداشت بنویسین؛
  • در صورت تمایل، می تونین چند سال بعد اون کتاب رو دوباره بخونین.

جنبه های منفی:

  • باید هزینه ای پرداخت کنین؛
  • باید در کتابخونه ی شخصی تون، فضایی رو بهش اختصاص بدین (الان داشتن کتابخونه باوجود فضای محدود آپارتمانا واسه همه عملی نیس).

قرض گرفتن کتاب از دوستان یا آشنایان

سعی کنین امانت دار خوبی باشین و زمان مشخصی رو واسه پس دادن کتاب مشخص کنین، درغیراین صورت، ممکنه به خیالِ قرض گرفتن از یک آشنا، اون کتاب یک سال در گوشه کتابخونه ی شما خاک بخورد.

خرید نسخه های الکترونیکی

با ظهور کتاب خوانای الکترونیکیِ قابل حمل و گوشیای هوشمند در سالای گذشته، استفاده از نسخه های الکترونیکی کتابا یا همون ایبوکا (E-book) بسیار عادی شده.

جنبه های مثبت:

  • هزینه خرید ایبوکا معمولا کمتر از نسخه های چاپ شده. پس، اگه کتاب خوان الکترونیک دارین، به گزینه خرید ایبوک فکر کنین؛
  • ایبوکا همیشه و همه جا در گوشی موبایل، تبلت یا آیپد در دسترس شمان.
  • مثل کتابای چاپ شده ی کاغذی، با پرداخت هزینه خرید ایبوک، واسه همیشه صاحب اون میشید.

جنبه های منفی:

تنها جنبه ی منفی ایبوک اینه که چون اونو روی گوشی هوشمند یا کتاب خوان خود نصب می کنین، درصورت نبود احتیاج نمی تونین اونو به کسی بدین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   چیجوری واسه مصاحبه کاری لباس بپوشیم؟

بعضی از امتیازات کتاب خوان الکترونیکی (Ebook Reader):

  • باتری کتاب خوانای الکترونیکی به طور متوسط هر ۳۰ تا ۶۰ روز یک بار به شارژ احتیاج داره.
  • میشه مثل یک کتاب واقعی، متن رو علامت گذاری کرد یا حتی با استفاده از قلم مخصوص در اون یادداشت نوشت.
  • صفحه نمایش کتاب خوانای الکترونیکی از خود نور پخش نمی کنه.

۳. خوندن کتاب

یک جای راحت واسه نشستن پیدا کنین که از نور کافی بهره مند باشه. کتاب رو باز کنین. خوندن صفحات ساده کتاب (پیش از شروع فصل اول) به انتخاب خودتون بستگی داره. صفحات ساده کتاب شامل چار بخش سپاسگزاری، پیشگفتار، مقدمه و معرفی می شن.

سپاسگزاری: این بخش کوتاه به فهرستی از افراد اشاره می کنه که در مراحل نوشتن کتاب، به روشی کمک رسانِ نویسنده بودن. درصورت تمایل می تونین این بخش رو بخونین. انتهای کتاب هم ممکنه به بخش سپاسگزاری اختصاص داده شه.

پیشگفتار: این بخش به قلمِ فردی غیراز نویسنده ی کتاب نوشته می شه و معمولا پس از اینکه کتاب، روشنگر راه علم یا برنده ی یک جایزه ی ادبی شده باشه، در نسخه های بعدیِ اون شاهد بخش پیش گفتار هستیم. پیش گفتار به تعریف تجربه مهم ای که خواننده کسب می کنن و دلایل با ارزشی اون می پردازه.

مقدمه: این بخش به قلمِ خود نویسنده نوشته می شه و معمولا (اما نه همیشه) کوتاه تر از بخش پیشگفتاره. مقدمه از پایه مقاله مختصری درباره نحوه ی نوشتن و توضیح انگیره ی تشکیل کتابه. اگه به زندگی شخصی نویسنده یا مراحل خلاقانه ی تشکیل یک کتاب علاقه دارین، با خوندن بخش مقدمه می تونین به اطلاعات باارزشی برسین.

معرفی: نویسنده ی کتاب در این بخش مستقیما با خواننده صحبت می کنه و به معرفی کتاب، مرور محتوای اون و ایجاد انگیزه در خواننده می پردازه. بخش معرفی معمولا واسه کتابای غیرداستانی نوشته می شه. اگه تمایل ندارین پیش از شروع داستان، کوچیک ترین بخشی از داستان لو برود، بهتره بخش معرفی رو بعد از تموم شدن کتاب بخونین.

صفحات پایانی کتاب معمولا به مقاله ها یا سرمقالهایی که درباره همون کتاب نوشته شدن، اختصاص داره و فقط در کتابای بسیار معروف مثل خوشهای خشم اثر جون اشتاین بک دیده می شه. خوندن این بخش از کتاب هم مثل بخشای اولین کتاب اختیاریه.

اگه با تموم وجود از خوندن یک کتاب لذت بردید، با خوندن مطالب پایانی کتاب، شانس مرور بخشای مهم رو پیدا می کنین یا اگه از اهمیت کتاب خبر نداشته باشین، با خوندن این قسمتا با اهمیت تاریخی، اجتماعی و فرهنگی کتابی که خوندین، بیشتر آشنا میشید.

۴. استراحت

وقتی غرق خوندن یک کتاب جذاب میشید، گذشت زمان رو احساس نمی کنین. سعی کنین در یک حالت نشسته، زمان زیادی رو صرف خوندن نکنین. شما می تونین به کمک تایمرِ گوشی یا ساعت، زمان استراحت یا رسیدگی به کارای دیگرتون رو از دست ندین. هنگام بستن کتاب، گذاشتن نشونه کتاب بین صفحات رو فراموش نکنین.

بخش دوم: خوندن مجموعه اشعار و مقالات

۱. به فهرست مطالب و فهرست راهنما نگاهی خلاصه بندازین

بیشتر کتابایی که شامل بخشای کوتاه و بسیار زیاد هستن، فهرست منظم و روشنی از مطالب رو واسه سهولتِ کار خواننده در صفحات اولین کتاب قرار میدن. فهرست راهنما هم در صفحات پایانی کتاب قرار داره که شامل واژگان کلیدی و دیگر واژگان و اصطلاحات مهم با اشاره صفحات اونا می شه.

خوندن مجموعه اشعار یا مقالات درصورتی که شامل فهرست مطالب باشه، آسون تره. بدون وجود فهرست مطالب باید کتاب رو از شروع بخونین، درحالی که با وجود اینجور فهرستی می تونین مطالب جالب رو پیش از باقی مطالبِ کسل کننده یا نه چندون دهن باز کن بخونین.

۲. مطالب رو طبق سلیقه بخونین

اگه مجموعه اشعاری مثل شاهنامه ی فردوسی و منطق الطیر عطار رو کنار بذاریم باقی کتابای شعر و مجموعه داستانای کوتاه رو میشه به هر ترتیب دلخواه خواند.

این امتیازِ مجموعه نوشته های کوتاهه که می تونین برحسب سلیقه ی شخصی خودتون از اونا استفاده کنین، مثل پروانه از این شاخه بهش شاخه بپرید و از هرکجای کتاب که دلتون خواست، شروع به خوندن کنین و مجبور نباشید از اول تا انتهای کتاب رو بخونین و منتظر رسیدن به بخشای جذاب اون باشین.

وقتی برحسب سلیقه خودتون به بخشای جذاب تر کتاب خوگرفتید، کم کم نسبت به بخشایی که قبلا خسته کننده به نظر می رسیدن، کنجکاو میشید و به اونا هم علاقه نشون میدید.

۳. مطالب رو با علاقه و اشتیاق بخونین

با مطالبی که می خونین زندگی کنین و با تأکید بر بخشای جذاب کتاب، اونو به بخشی از زندگی خود تبدیل کنین. اگه بخواهید با خونسردی و بی تفاوتی به شکل خطی، از اول تا انتهای کتاب رو بخونین، لذت خیلی از اون نخواهید برد.

یادداشت ورداری کنین و در یادداشتای خود شماره صفحه یا اسامی نویسندگانی رو که از اونا یاد می شه بنویسین تا در آینده خیلی راحت به یک فهرست کامل از چند تا نکته مهم کتاب دسترسی داشته باشین.

واسه خط کشیدن زیر مطالب مهم یا جالب توجه از مداد استفاده کنین.

تکرار می کنیم: کتاب رو بادقت بخونین و درباره چیزی که می خونین فکر کنین تا از دریچه ی خوندنِ کتاب به آگاهی برسین.

بخش سوم: خوندن کتابای آموزشی و درسی

۱. یادداشت ورداری کنین

خوندن تفریحیِ کتابای آموزشی، شدنی، اما غیرمتداوله. بیشتر افراد واسه کسب اطلاعات موردنیاز، کتاب آموزشی می خوندن. کتابای آموزشی و درسی منبع عالیِ اطلاعات متمرکز و طبقه بندی شده در موضوعات جورواجور هستن. واسه اینکه بیشترین بهره رو از این کتابا ببرین، بهتره هنگام خوندن، یک دفترچه یادداشت دَم دست داشته باشین.

  • تعیین الگویی واسه خوندن: یک پاراگراف رو بخونین، بعد درنگ کنین و درصورت احتیاج، چیزی که رو پاراگراف واسه گفتن داشت، به زبون خودتون در دفترچه یادداشت خلاصه نویسی کنین.
  • مرور خلاصه نویسیای شخصی: در آخر هر بخش، یک نسخه شخصی از تموم اطلاعات موردنیاز رو در اختیار دارین که واسه اطمینان از درک درست مطالب، می تونین اونو مرور کنین.

۲. فصلا رو کامل بخونین

در بیشتر موارد، خوندن کتابای آموزشی از شروع تا پایان ضرورتی نداره، از طرفی، از این فصل بهش فصل پریدن هم به درد بخور نیس. بهتره هربار که احتیاج به خوندنِ حتی بخشی از یک فصل رو داشتین، اون فصل رو کامل بخونین.

  • مطالب رو با هدف درک درست اونا بخونین. اگه فصل مورد نظرتون رو یک بار کامل بخونین، درک و یادآوری اطلاعات لازم براتون آسون تر میشه.
  • وقتی یک فصل رو واسه بار اول، کامل بخونین، دیگر احتیاجی به بازخوانی کل فصل ندارین و درصورت احتیاج بعدا می تونین گلچین مطالب رو مرور کنین.

۳. دست از سعی ورندارید

اگه یک کتاب آموزشی یا درسی می خونین، شاید هدف تون قبول شدن در یک امتحان یا پشت سرگذاشتن یک دوره. کتابای آموزشی و درسی خیلی راحت قابل درک نیستن و نمیشه اونا رو به سرعت خواند، پس بهترین کار اینه که زود دست به کار شید و سعی کنین هربار که کتاب رو باز می کنین، پیشرفت کمی در درک مطالب داشته باشین.

روزهای معینی از هفته رو به خوندن کتابای آموزشی اختصاص بدین تا مراحل یادگیری واسه تون آسون شه. اگه بخواهید قبل از امتحان، کتابای درسی رو باعجله بخونین نه تنها به درک درستی از مطالب نمی رسید، بلکه دچار اضطراب هم میشید.

منبع : Wikihow.com

 


دسته‌ها: آموزشی