اسلام ، یکی از ادیان توحیدی که از حدود 610 م به وسیله حضرت محمد (ص) ، در مکه تبلیغ گردید و با گسترش سریع و چشمگیر ، در فاصله ای کمتر از نیم قرن ، دین غالب بر بخش وسیعی از آسیا و افریقا گشت . پیروان این دین مسلم یا مسلمان خوانده می‌شوند .
اسلام در لغت به معنای انقیاد و گردن نهادن به حکم است و در کاربرد دینی آن ، اشاره به تسلیم در برابر فرمان و حکم الهی است .
بنابر آیات قرآنی که اصیل‌ترین منبع شناخت دین اسلام است ، این دین به هیچ روی میان پیامبران الهی جدایی قائل نیست ( بقره /2/ 136) ،‌بلکه در بیان قرآن ، همه پیامبران مبلغ دینی واحد با صورتهای گوناگون بوده اند که همان دین اسلام بوده ، و تعلیم مشترک آن تسلیم در برابر فرمان خداوند یکتاست . بر این پایه ، گاه در قرآن کریم ، از اسلام همان دین مشترک توحیدی یا به تعبیری دیگر « دین الله » اراده شده است که همه انبیاء مبلغ آنند و دینی جز آن نزد خداوند پذیرفته نیست ( نک :‌آل عمران / 3/ 19 ، 83 ، 85 : مائده / 5/ 44) و والاترین نمونه آن دینی است تکمیل کننده ادیان پیشین الهی که حضرت محمد‌(ص) به تبلیغ آن مبعوث شده ، و در طول 23 سال به ادای این رسالت اهتمام نموده است ( نک : مائده / 5/ 3 ) .
رابطه انسان با دین الهی در واژگان قرآنی با تعابیری مختلف بیان شده است ، اما از اشاره‌ای قرآنی ( حجرات /49/ 14) چنین بر می‌آید که اسلام آوردن ، مرحله‌ای آغازین در پذیرش دین الهی است و لزوماً با ایمانی راسخ در قلب همراه نیست . همین نکته موجب شده است تا در دیدگاه برخی صاحب نظران ، ایمان به عنوان مرتبه‌ای افضل از اسلام شناخته شود و بحثی تحت عنوان ایمان و اسلام در علم کلام اسلامی پدیدار گردد.
در این مقاله ، اسلام و جلوه های فرهنگی و مدنی آن از دیدگاههای گوناگون بررسی شده که فهرست موضوعات آن بدین قرار است :
عنوان
I. ظهور اسلام
II . تعالیم و نهادهای اساسی اسلام
اصول اعتقادی
عبادات و آداب دینی
مناسبات و روابط اجتماعی در اسلام
III . سیر اندیشه های کلامی در تاریخ اسلام
اندیشه های کلامی در سده نخست هجری
اندیشه های کلامی در سده‌های 2 و 3 ق
اندیشه های کلامی در سده‌های 4ـ6 ق
اندیشه کلامی در عصر پس از مغول
IV . سیر اندیشه های فقهی در تاریخ اسلام
اندیشه های فقهی در سده‌های 2 و 3 ق
اندیشه های فقهی در سده‌های 4ـ6 ق
اندیشه های فقهی در سده‌های متاخر
V . تحول فلسفه و علوم در تمدن اسلامی
نگاهی به سیر فلسفه در جهان اسلام
علوم در جهان اسلام
VI . نفوذ فرهنگ اسلامی در اروپا
VII . تصوف و عرفان
VIII . تاثیر اسلام در ادبیات ملل مسلمان
تاثیر اسلام در ادبیات عرب
اسلام و ادبیات فارسی
تاثیر اسلام در ادبیات ترکی
IX . گسترش تاریخی اسلام
اسلام در شبه جزیره عربستان
اسلام در ایران
اسلام در ماوراء النهر و ترکستان
اسلام در بین‌النهرین
اسلام در مصر و شام
اسلام در شمال افریقا ، اندلس،سیسیل‌و کرت
اسلام در شرق افریقا و افریقای مرکزی
اسلام در آسیای صغیر و شبه جزیره بالکان
اسلام در منطقه قفقاز
اسلام در منطقه ولگا وشمال دریای سیاه
اسلام در چین و آسیای جنوب شرقی
اسلام در شبه قاره هند
اسلام در غرب ( اروپای غربی و آمریکا )

I . ظهور اسلام
زندگی پیامبر اسلام ( ص) : زندگی حضرت محمد (ص) از صدر اسلام مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛ با اینهمه ، روایات بی‌شمار موجود در بیشتر جزئیات همداستان نیستند و به ویژه آگاهیهای ما در باب زندگی آن بزرگوار ، پیش از بعثت ، به تفصیل شرح سیره ایشان پس از بعثت نیست . به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسی زندگی وی در طول 63 سال در ذهن نقش می‌بندد، بازتابی از تصویر ظهور پیامبری الهی و سرگذشت شخصیتی است که با پشت سر نهادن دشواریهای بسیار ، بی‌هیچ خستگی و ناامیدی به اصلاح جامعه ، دست زد و توانست جزیره العرب را متحد کند و آماده گستردن اسلام در بیرون از مرزهای عربستان شود و از آن مهم تر دیانتی را بنیاد نهد که اینک یکی از مهم‌ترین ادیان جهان به شمار می‌رود .
تولد تا بعثت : تولد حضرت محمد ( ص) بنابر بسیاری از روایات در 17 ربیع الاول عام‌الفیل ( 570 م ) ، یا به روایتی 12 همان ماه در تقویم عربی روی داد . پدر پیامبر‌(ص)‌، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبیله بزرگ قریش بودند ؛ قبیله‌ای که بزرگان آن از نفوذ فراوانی در مکه برخوردار بودند و بیشتر به بازرگانی اشتغال داشتند . عبدالله ، پدر پیامبر (ص) اندکی پیش از تولد فرزندش برای تجارت با کاروانی به شام رفت و در بازگشت بیمار شد و درگذشت . بنابر رسمی که در مکه رایج بود ، محمد (ص) را به زنی به نام حلیمه سپردند تا در فضای ساده و پاک بادیه پرورش یابد . وی 6 ساله بود که همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب ( مدینه ) رفت‌، اما آمنه نیز در بازگشت ، بیمار شد و درگذشت و او را در ابواء ـ نزدیک مدینه ـ به خاک سپردند. محمد ( ص) از این پس در کنف حمایت جدش عبدالمطلب قرار گرفت ، اما او نیز در 8سالگی وی درگذشت و سرپرستی محمد ( ص) بر عهده عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در سرپرستی برادرزاده اش کوششی بلیغ می کرد . در سفری تجارتی به شام او را با خود همراه برد و هم در این سفر ، راهبی بَحیرا نام ، نشانه های پیامبری را در او یافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت. از وقایع مهم پیش از ازدواج پیامبر ( ص ) ، شرکت در پیمانی به نام « حلف الفضول » است که در آن جمعی از مکیان تعهد کردند « از هر مظلومی حمایت کنند و حق او را بستانند » . پیمانی که پیامبر (ص) بعدها نیز آن را می‌ستود و می‌فرمود اگر بار دیگر او را به چنان پیمانی باز خوانند ، به آن می‌پیوندد.
شهرت محمد (ص) به راستگویی و رستکاری چنان زبانزد همگان شده بود که « امین » لقب گرفت و همین صداقت و درستی توجه خدیجه دختر خویلد را جلب کرد و او را با سرمایه خویش برای تجارت به شام فرستاد ؛ سپس چنان شیفته درستکاری « محمد امین‌» شد که خود برای ازدواج با وی گام پیش نهاد ، در حالی که بنابر مشهور ، دست‌کم 15 سالی از او بزرگ‌تر بود . خدیجه برای محمد ( ص ) همسری فداکار بود و تا زمانی که حیات داشت ، پیامبر همسر دیگری برنگزید . او برای پیامبر ( ص ) فرزندانی آورد که پسران همگی در کودکی در گذشتند و در میان دختران ، از همه نامدارتر ، حضرت فاطمه‌( ع) است . از جزئیات این دوره از زندگی پیامبر ( ص) تا زمان بعثت آگاهی چندانی در دست نیست ؛ جز آنکه می دانیم نزد مردمان به عنوان فردی اهل تأمل و تفکر شناخته شده ، و از خوی و رفتارهای ناپسند قوم خود سخت ناخشنود بود . از آداب و رسوم زشت آنان چشمگیرتر از همه بت پرستی بود و پیامبر (ص) از آن روی بر می‌تافت . محمد (ص) اندکی پیش از بعثت ، دیر زمانی را به تنهایی در غار حرا، در کوهی نزدیک مکه به سر می‌برد و زمان را به خاموشی و اندیشه می‌گذرانید.
از بعثت تا هجرت : گفته‌اند نخستین نشانه‌های بعثت پیامبر (ص) به هنگام 40 سالگی او ، رؤیاهای صادقه بوده است، اما آنچه در سیره به عنوان آغاز بعثت شهرت یافته ، شبی در ماه رمضان ، یا ماه رجب است که فرشته وحی در غار حرا بر پیامبر (ص) ظاهر شد و بر او نخستین آیات سوره علق را برخواند . بنابر روایات ، پیامبر (ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست که او را هر چه زودتر بپوشانند. گویا برای مدتی در نزول وحی وقفه‌ای ایجاد شد و همین امر پیامبر‌(ص ) را غمناک ساخته بود ، ولی اندکی بعد فرشته وحی باز آمد و آن حضرت را مامور هدایت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهای دینی و اخلاقی و پاک گردانیدن خانه خدا از بتان ، و دلهای آدمیان از خدایان دروغین کرد .
پیامبر (ص) دعوت به توحید را نخست از خانواده خود آغاز کرد و اول کسی که به او ایمان آورد ، همسرش خدیجه ، و از مردان ، پسر عمویش علی بن ابی طالب ( ع) بود که در آن هنگام سرپرستی او را پیامبر (ص) بر عهده داشت. در منابع فرق گوناگون اسلامی‌، از برخی دیگر همچون ابوبکر و زیدبن حارثه ، به عنوان نخستین گروندگان به اسلام نام برده اند، اما باید در نظر داشت که این موضوع برای مسلمانان در گرایشهای مذهبی گوناگون پیوسته افتخاری بود و بعدها به زمینه ای برای منازعات کلامی میان آنان تبدیل شد . هر چند دعوت آغازین بسیار محدود بود ، ولی شمار مسلمانان رو به فزونی داشت و چندی برنیامد که گروه اسلام آورندگان به اطراف مکه می‌رفتند و با پیامبر (ص) نماز می‌گزاردند.
3 سال پس از بعثت پیامبر(ص) دستور یافت تا همگان را از خاندان قریش گرد آورد و دعوت توحید را در سطحی گسترده‌تر مطرح سازد . پیامبر (ص) بدین کار دست زد ، اما دعوتش اجابتی چندان نیافت و بر شمار اسلام آورندگان قریش نیفزود. باید گفت با آنکه اشراف مکه دعوت جدید را که بر وحدانیت خدا و برابری انسانها تاکید بسیار داشت ، بر نمی‌تافتند ، اما فرودستان و بی‌چیزان ، دین جدید را با دل و جان پذیرا بودند و گروه گروه به آن می گرویدند و برخی از ایشان همچون عمار یاسر و بلال حبشی بعدها از بزرگان صحابه شدند . رفتار قریشیان و به طور کلی مشرکان مکه اگر چه نخست با ملایمت و بیشتر با بی‌اعتنایی همراه بود ، ولی چون بدگویی از بتان و از آیین و رسوم پدران آنان فزونی یافت ، قریشیان بر پیامبر ( ص) و مسلمانان سخت گرفتند و خاصه ابوطالب عموی پیامبر ( ص) را که جداً از او حمایت می‌کرد ، برای آزار پیامبر (ص) در تنگنا قرار دادند . از یک سو تعرض قریشیان و دیگر قبایل به مسلمانان و شخص پیامبر‌(ص) فزونی می گرفت و از دیگر سو در صفوف قریشیان نسبت به مخالفت با پیامبر (ص) یا حمایت از او ، دو دستگی پدید آمد .
سختگیری مشرکان چندان شد که پیامبر (ص) عده‌ای از اصحاب را امر کرد تا به حبشه هجرت کنند و به نظر می‌رسد که برخی از اصحاب نیز میان حبشه و حجاز در رفت و آمد بوده اند . در سال ششم بعثت ، سرانجام قریشیان پیمانی نهادند تا از ازدواج یا خرید و فروش با خاندان عبدالمطلب بپرهیزند . آنان پیمان خویش را بر صحیفه‌ای نوشتند و به دیوار کعبه آویختند. از آن سوی ، ابوطالب و کسانی دیگر از خاندان او نیز همراه پیامبر‌(ص) و خدیجه به دره‌ای مشهور به « شعب » ابوطالب ، پناه بردند و تا جایی که ممکن بود ، نه کسی به آنجا می آمد و نه خود از آن بیرون می شدند . سرانجام ، پس از آنکه خطوط آن صحیفه را موریانه از میان برده بود ، قریشیان پذیرفتند که مخالفان را رها کنند و از محاصره ایشان دست بردارند ( سال 10 بعثت ) . بدین سان پیامبر (ص) و خاندان او از تنگنا رهایی یافتند. اندکی پس از خروج پیامبر (ص) از شعب ، دو تن از نزدیک‌ترین یاورانش ، خدیجه و ابوطالب وفات یافتند.
با وفات ابوطالب ، پیامبر (ص) یکی از جدی‌ترین حامیان خود را از دست داد و مشرکان با فرصت به دست آمده بر اذیت و آزار پیامبر (ص) و مسلمانان افزودند ، کوشش پیامبر‌( ص ) برای دعوت ساکنان خارج مکه ، به ویژه طایف ، به جایی نرسید و او آزرده خاطر و ناآسوده به مکه بازگشت. سرانجام ، توجه پیامبر (ص) به شهر یثرب جلب شد که شهری مستعد برای دعوت اسلام بود . در آن شهر دو قبیله اصلی ، یعنی اوس و خزرج ، بیشتر اوقات با هم در جنگ و ستیز بودند و از کسی که ایشان را به آشتی و دوستی دعوت کند ، استقبال می‌کردند . پیامبر (ص) اتفاقاً 6 تن از خزرجیان را در موسم حج دید و اسلام را بر ایشان عرضه کرد و آنان چون به شهر خویش بازگشتند ، به تبلیغ دعوت پرداختند. سال بعد ، یعنی در سال 12 بعثت ، تنی چند از اوس و خزرج ، به خدمت پیامبر (ص) آمدند و در عقبه ، دره‌ای در نزدیکی مکه ، با آن حضرت بیعت کردند و پیامبر (ص) نماینده ای برای ترویج و تعلیم اسلام با آنان همراه کرد . این بیعت نخستین پایه حکومتی شد که پیامبر (ص) در یثرب بنیاد نهاد . سال بعد نیز شمار بیشتری از یثربیان با پیامبر ( ص) بیعت کردند و گویا در یثرب جز گروه اندکی نمانده بود که به اسلام در نیامده باشند . گرچه این مذاکرات پنهانی بود ، ولی قریشیان بدان آگاهی یافتند و پس از شور درباره رسیدگی به کار پیامبر ( ص) و مسلمانان ، بر آن شدند که از همه تیره‌های قریش کسانی گرد آیند و شبانه پیامبر (‌ص) را بکشند تا خون او برگردن کسی نیفتد . پیامبر (ص) که از این توطئه آگاه شده بود ، حضرت علی (ع) را بر جای خویش نهاد و خود به شتاب ، در حالی که ابوبکر نیز با او همراه شده بود ، به سوی یثرب روان شد.
از هجرت تا رحلت : خروج پیامبر (ص) از مکه که از آن به هجرت تعبیر شده ، نقطه عطفی در تاریخ زندگی آن حضرت و نیز تاریخ اسلام است ؛ زیرا از آن پس پیامبر (ص) ، تنها مشرکان را به دوری از بت پرستی و ایمان به خدای یگانه فرا نمی‌خواند ، بلکه دیگر در رأس حکومتی قرار گرفته بود که می‌بایست بر مبنای شریعتی آسمانی جامعه‌ای نوین بنا نهد ؛ اما اینکه برخی از نویسندگان برآنند که پیامبر (ص) در مدینه رسالت و دعوت و تبلیغ را رها کرد ، درست نیست و پیامبر (ص) هرگز این نقش را از دست ننهاد . گسیل داشتن کسانی برای تبلیغ اسلام به میان قبایل و ارسال دعوتها به فرمانروایان کشورها مؤید این معنی است. هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه ، نزد مسلمانان با اهمیت بسیار تلقی شد ، تا بدانجا که مبدا تاریخ ایشان قرار گرفت و این خود نشان دهنده برداشتی است که اعراب از هجرت پیامبر (ص) به عنوان یک مرحله نوین داشتند . سرانجام پیامبر‌(ص) در ماه ربیع الاول سال 14 بعثت به یثرب رسید ؛ شهری که از آن پس به نام آن حضرت ، مدینه الرسول یا به اختصار مدینه نام گرفت . آن حضرت نخست در جایی بیرون شهر ، به نام قبا درنگ فرمود و یثربیان به استقبال او شتافتند . پس از چند روزی ، به شهر در آمد و در قطعه زمینی خشک ، مسجدی به دست خود و اصحاب و یارانش بنا کرد که بنیاد مسجد النبی کنونی در مدینه منوره است.
روز به روز بر شمار مهاجران افزوده می‌شود و انصار ـ که اینک به ساکنان پیشین یثرب اطلاق می‌شد ـ آنان را در منزل خویش جای می دادند . پیامبر (ص) ، نخست میان انصار و مهاجران پیمان برادری برقرار کرد و خود علی بن ابی طالب (ع) را به برادری برگرفت. عده ای اندک نیز بودند که اگرچه به ظاهر ادعای اسلام می‌کردند ، ولی به دل ایمان نیاورده بودند ، و اینان را « منافقین » می نامیدند . مدتی پس از ورود به مدینه ، پیامبر (ص) با اهالی شهر ، حتی یهودیان پیمانی بست تا حقوق اجتماعی یکدیگر را رعایت کنند. چندی بعد قبله مسلمانان از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر یافت و هویت مستقل برای اسلام تثبیت شد . در سال نخستین هجرت ، مسلمانان با مشرکان مکه برخوردی جدی پیدا نکردند و برخوردها از سال دوم آغاز شد‌. در واقع بیشتر اوقات پیامبر (ص) در دوران پس از هجرت به حفاظت از جامعه کوچک مسلمانان مدینه و گسترش حوزه نفوذ اسلام گذشت . پیامبر (ص) و مسلمانان نخست می‌بایست مشرکان را به اسلام می خواندند ، یا خطر هجوم و حمله دائمی ایشان را دفع می کردند . متدینان به ادیان دیگر ، به ویژه یهود ، گویا نخست روابطی دوستانه با پیامبر‌(ص) و مسلمانان داشتند ، یا دست کم چنین وانمود می‌کردند ، ولی اندکی بعد از در دشمنی و ستیز در آمدند و گاه حتی با دشمنان پیامبر (ص) دست یاری دادند . به هر حال ، در تحلیل رفتار پیامبر (ص) و مسلمانان با آنان ، باید مواضع ایشان را در قبال مشکلات و خطراتی که جامعه مسلمانان را تهدید می‌کرد ، در نظر آورد و تقابلی که احیاناً در این میان دیده می‌شود ، به هیچ روی نباید به نزاعهای مذهبی و جز آن تعبیر شود ؛ چه ، آیات فراوانی در قرآن کریم و هم بسیاری رفتارهای پیامبر (ص) ، حاکی از احترام نسبت به متدینان واقعی به ادیان آسمانی ، و نشان دهنده یکی بودن اساس آنهاست .
در سال 2 ق ، مهم‌ترین برخورد نظامی مسلمانان و مشرکان مکه پیش آمد : در نبردی که به بدر مشهور شد ، با آنکه عده مسلمانان کمتر از مکیان بود ، توانستند پیروزی را از آن خود کنند و از مشرکان بسیاری کشته و اسیر شدند و دیگران نیز گریختند. پیروزی در بدر ، به مسلمانان روحیه بخشید ، اما در مکه همگی داغدار و خشمگین از شکست ، و در اندیشه انتقام بودند . از آن سوی نخستین درگیری مسلمانان با یهودیان بنی‌قینقاع که در بیرون مدینه سکنی داشتند ، اندکی پس از بدر پدید آمد و یهودیان ناچار عقب نشستند و آن ناحیه را به مسلمانان دادند.
در سال 3 ق ، قریشیان از قبایل متحد خود بر ضد مسلمانان یاری خواستند و با لشکری مجهز به فرماندهی ابوسفیان ، به سوی مدینه به راه افتادند. پیامبر (ص) نخست قصد داشت در مدینه بماند ، ولی سرانجام بر آن شد تا برای مقابله با لشکر مکه از شهر بیرون رود . در جایی نزدیک کوه احد ، دو لشکر با یکدیگر رو به رو شدند و با اینکه نخست پیروزی با مسلمانان بود ، ولی با ترفندی که خالد بن ولید به کاربرد و با استفاده از غفلت گروهی از مسلمانان ، مشرکان از پشت هجوم بردند و به کشتار آنان پرداختند . در این جنگ حمزه عموی پیامبر ( ص) به شهادت رسید ، پیامبر (ص) خود زخم برداشت و شایعه کشته شدن او نیز موجب تضعیف روحیه مسلمانان شد . مسلمانان غمگین به مدینه بازگشتند و آیات قرآن که در این واقعه نازل شد ، در بر دارنده تسلیت بر مسلمانان است.
در سال 4 ق چند درگیری پراکنده با قبایل اطراف مدینه پیش آمد که دیانت جدید را به سود خود نمی‌دیدند و ممکن بود با یکدیگر متحد شده ، به مدینه هجوم آوردند . دو حادثه رجیع و بئر معونه که طی آن مبلغان مسلمان توسط جنگجویان قبایل متحد کشته شدند ، نشان از همین اتحاد ، و نیز تلاش پیامبر (ص) برای گسترش اسلام در مدینه دارد ؛ نیز آرنولد ، 27ـ28 ) . در این سال یکی از مهم‌ترین درگیریهای پیامبر (ص) با قومی از یهود مدینه به نام بنی نضیر پیش آمد که پیامبر (ص) با ایشان به مذاکره پرداخت و یهودیان قصد جان او را کردند ، اما سرانجام ناچار شدند از آن منطقه کوچ کنند.
در سال بعد پیامبر (ص) و مسلمانان به حدود مرزهای شام در جایی به نام دومه الجندل رفتند ؛ وقتی سپاه اسلام به آنجا رسید ، دشمن گریخته بود و پیامبر (ص) و مسلمانان به مدینه بازگشتند. سال 5 ق به پایان نرسیده بود که خطر بسیار بزرگی پیامبر (ص) و مسلمانان را تهدید کرد . قریشیان مکه و یهودیان رانده شده بنی‌نضیر و دیگر هم پیمانان ایشان بر ضد پیامبر ( ص) متحد شدند و با لشکری گران که شمار سپاهیان آن را تا 10 هزار گفته‌اند ، به سوی مدینه به راه افتادند . چون خبر به پیامبر (ص) رسید ، بنا بر روایت مشهوری ، به پیشنهاد سلمان فارسی به حفر خندق در اطراف مدینه امر فرمود . بدین ترتیب ، چون لشکر کفار به مدینه رسید ، با این تدبیر جدید جنگی رو به رو شد و در طول روزهایی که دو لشکر در برابر هم صف آراسته بودند ، تنها درگیریهایی پراکنده رخ داد . سرانجام ، پس از 15 روز ، لشکر کفار بی‌نتیجه بازگشت و مسلمانان به زندگی عادی خود برگشتند.
در سال 6 ق ، مسلمانان توانستند قوم بنی مصطلق را که بر ضد پیامبر (ص) در صدد تجمع بودند ، شکست دهند و در همان سال دسته های گوناگون از سپاهیان مسلمان به سوی قبایل اطراف گسیل شدند . بر اثر اهتمام و کوشش پی‌گیر پیامبر (ص) اینک بسیاری مشکلات از سر راه مسلمانان برداشته شده بود ، زیرا در شمال شبه جزیره ، بسیاری طوایف در برابر پیامبر (ص) سر اطاعت فرود آورده ، یا مسلمان شده بودند و تنها جایی که هنوز خاطر پیامبر (ص) را مشغول می داشت ، مکه بود . در این سال پیامبر‌( ص) و مسلمانان قصد کردند که برای اجرای مراسم حج به مکه روند و به همین منظور به سوی مکه به راه افتادند . قریشیان بر منع ورود پیامبر (ص) همداستان شدند و کس نزد آن حضرت روانه کردند و او را از قریشیان بیم دادند ، ولی پیامبر (ص) تاکید کرد که قصد جنگ ندارد و حرمت خانه خدا را واجب می‌داند و حتی فرمود که حاضر است برای مدتی با قریشیان در صلح شود . قریشیان نخست هم رای نبودند ، ولی سرانجام کسی را برای عقد قرار داد صلح نزد پیامبر (ص) فرستادند . بر مبنای این ، میان پیامبر (ص) و قریشیان 10 سال صلح و متارکه جنگ اعلام گردید و شرط شد که پیامبر ( ص) از ورود به مکه تا سال آینده خودداری کند. بنابر روایاتی ، هر چند برخی از مسلمانان نخست این صلح را برنتافتند ، اما سرانجام به اهمیت آن برای گسترش اسلام پی بردند.
چون پیامبر (ص) از کار قریشیان بپرداخت ، در سال 7 ق ، تصمیم به دعوت فرمانروایان و پادشاهان ممالک اطراف گرفت . سپس نامه هایی به امپراتور روم شرقی ، نجاشی و نیز امیر غسانیان شام و امیر یمامه فرستاد. هم در این سال پیامبر (ص) بر یهودیان خیبر پیروز شد که پیش از آن چندین بار با دشمنان بر ضد او هم پیمان شده بودند و آن حضرت از جانب ایشان آسوده خاطر نبود ، قلعه خیبر که در نزدیکی مدینه واقع شده بود‌، به تصرف مسلمانان در آمد و پیامبر (ص) پذیرفت که یهودیان به کار زراعت خویش در آن منطقه ادامه دهند و هر سال از محصول خود بخشی به مسلمانان بپردازند ، پیامبر (ص) به مدینه بازگشت ، اما گسیل داشتن سپاهیان و کاروانها به اطراف و اکناف ادامه داشت.
در سال 8 ق ، قریشیان پیمان خود را شکستند و شبانگاه بر طایفه‌ای که با مسلمانان هم پیمان بودند ، هجوم بردند . بدین سبب ، پیامبر (ص) با سپاهی انبوه قصد مکه کرد و شب هنگام بیرون مکه اردو زد . ابوسفیان ، بزرگ مشرکان به شفاعت عباس عموی پیامبر (‌ص) ، نزد آن حضرت آمد و اظهار اسلام کرد و پیامبر (ص) خانه او را جایگاه امن قرار داد. لشکر اسلام بی‌مقاومتی وارد مکه شد و پیامبر‌(ص) بلافاصله فرمان عفو عمومی صادر کرد و خود به درون کعبه شد و خانه را از بتان پاک فرمود . آنگاه بر بلندی صفا نشست و همگی مردم با او دست بیعت دادند. هنوز 15 روز از اقامت پیامبر (ص) در مکه نگذشته بود که برخی از طوایف پرشمار و مسلمان ناشده جزیره العرب بر ضد آن حضرت متحد شدند . پیامبر (ص) با لشکری انبوه از مسلمانان از مکه بیرون آمد و چون به جایی به نام حنین رسید ، دشمنان که در دره‌های اطراف کمین کرده بودند ، به تیراندازی پرداختند . شدت تیرباران چنان بود که سپاه اسلام روی به عقب نهاد ، گروهی اندک بر جای ماندند ، ولی سرانجام گریختگان نیز بازگشتند و بر سپاه دشمن هجوم بردند و ایشان را بشکستند.
در تابستان سال 9 ق ، به پیامبر (ص) خبر رسید که رومیان لشکری ساخته اند و قصد حمله به مدینه دارند . پیامبر (ص) و مسلمانان به مقابله رفتند تا به تبوک رسیدند ، ولی جنگی رخ نداد و پیامبر (ص) پس از عقد پیمانهایی با قبایل آن حدود به مدینه بازگشت. پس از این ماجرا که به غزوه تبوک شهرت یافت ، اسلام در همه جای جزیره العرب روی به گسترش نهاد . از این پس همواره هیاتهای نمایندگی قبایل گوناگون به مدینه می‌آمدند و به اسلام می‌گرویدند . عملاً همه سال 10 ق را که « سنه الوفود » خوانده شد ، پیامبر (ص) در مدینه بود و فرستادگان قبایل را می‌پذیرفت . هم در این سال پیامبر (ص) با مسیحیان نجران پیمان بست ، به حج رفت و در بازگشت در جایی به نام غدیر خم ، علی بن ابی طالب (ع) را « مولا» ی مسلمانان پس از خود اعلام کرد.
در اوایل سال 11 ق ، بیماری و رحلت پیامبر (ص) پیش آمد . چون بیماری پیامبر (ص) سخت شد ، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش فرمود و گفت اگر کسی را حقی بر گردن من است بستاند ، یا حلال کند و اگر کسی را آزرده‌ام اینک برای تلافی آماده‌ام. وفات پیامبر (ص) در 28 صفر سال 11 ق ، یا به روایتی در 12 ربیع الاول همان سال در 63 سالگی روی داد . در آن وقت از فرزندان او جز حضرت فاطمه ( ع) کسی زنده نبود . دیگر فرزندانش ،از جمله ابراهیم که یکی دو سال پیش از وفات پیامبر‌(ص) به دنیا آمد ، همگی در گذشته بودند. پیکر مطهر پیامبر(ص) را حضرت علی (ع) به یاری چند تن دیگر از خاندان او غسل داد و کفن کرد و در خانه‌اش ـ که اینک داخل در مسجد مدینه است ـ به خاک سپردند .
در وصف رفتار و صفات پیامبر (ص) گفته‌اند که اغلب خاموش بود و جز در حد نیاز سخن نمی‌گفت . هرگز تمام دهان را نمی‌گشود ، بیشتر تبسم داشت و هیچ گاه به صدای بلند نمی‌خندید ، چون به سوی کسی می خواست روی کند ، با تمام تن خویش بر می‌گشت . به پاکیزگی و خوشبویی بسیار علاقه‌مند بود ، چندانکه چون از جایی گذر می‌کرد ، رهگذران پس از او ، از اثر بوی خوش ، حضورش را در می‌یافتند . در کمال سادگی می‌زیست ، بر زمین می‌نشست و بر زمین خوراک می‌خورد و هرگز تکبر نداشت . هیچ گاه تا حد سیری غذا نمی‌خورد و در بسیاری موارد ، به ویژه آنگاه که تازه به مدینه در آمده بود ، گرسنگی را پذیرا بود . با اینهمه ، چون راهبان نمی‌زیست و خود می‌فرمود که از نعمتهای دنیا به حد ، بهره گرفته ، هم روزه داشته ، و هم عبادت کرده است . رفتار او با مسلمانان و حتی با متدینان به دیگر ادیان‌، روشی مبنتی بر شفقت و بزرگواری و گذشت و مهربانی بود . سیرت و زندگی او چنان مطبوع دل مسلمانان بود که تا جزئی‌ترین گوشه های آن را سینه به سینه نقل می کردند و آن را امروز هم سرمشق زندگی و دین خود قرار می‌دهند .
پیام بنیادی اسلام ، بازگشت به هدف مشترک پیامبران ، یعنی توحید و یکتا پرستی بود ؛ باوری که ایمان بدان در آموزه‌ای مشهور از پیامبر اکرم ( ص) مایه رستگاری انسان دانسته شده است : قولوا لا اله الا الله تفلحوا. در چنین تفکری ، همراه با اقامه « قسط» که یکی از اهداف اصلی پیامبران الهی است ( نک : حدید 57/25 ) ، همه امتیازات بشری همچون رنگ و نژاد و زبان و جز آن تنها دستمایه‌ای برای شناخت مردمان از یکدیگر دانسته شده ، و آنچه ملاک و میزان برتری دانسته شده ، فقط « تقوا» است ( نک : حجرات / 49 / 13) . پیامبر اسلام (ص) برای تحقق این جنبه از رسالت خویش ، در شهری کوچک حکومتی مبتنی بر اصل توحید و قسط بنا نهاد و اقوام ناسازگار حجاز و تهامه را به سوی اتحاد و تشکیل « امت واحده » رهنمون شد ( نک : انبیاء / 21 / 92 ) که به منزله بازگشتی به این پیشینه قرآنی بود که همگی مردمان نخست امتی یکپارچه بوده اند و پیامبران همواره کوشیده اند تا یگانگی امت را باز گردانند و قوام بخشند ( بقره / 2/ 213 ) . پیام رسالت آن حضرت ، هر چند که نخست می‌بایست انذار خود را از قوم و بوم خود آغاز می‌کرد ( نک : انعام /6/ 92 ) ، از آغاز پیامی جهان شمول بود ( یوسف / 12/ 104 ) . در برخورد با آداب و رسوم مردمان عرب ، اگر چه قرآن در مقام ستیز با مظاهر ناپسند آن بر آمده، و مثلاً حمیت اعراب پیش از اسلام را « حمیه الجاهلیه » خوانده است ( نک : فتح / 48 / 26 ) ، اما در برخورد با رسوم پسندیده و گاه مبتنی بر تعالیم آسمانی ، نقش اسلام جهت بخشی توحیدی و تصحیح انحرافها بود .
خلفای نخستین: مقارن رحلت پیامبر ( ص ) ، طوایف پراکنده جزیره العرب ، گرد هم آمده بودند و در حکومتی واحد به سر می‌بردند ؛ حکومتی که پس از درگذشت آن حضرت به دست کسانی از اصحاب ایشان با عنوان « خلیفه رسول الله » اداره شد . 3 دهه‌ای که پس از رحلت پیامبر (ص) طی آن 4 تن از صحابیان متنفذ به خلافت رسیدند ، در مقایسه با دوره‌های پس از آن ، به سنت پیامبر (ص) نزدیک تر می‌نمود و شاخص‌ترین ویژگی این سلسله نخستین از خلفا ، آن بود که خلافت هنوز صورت موروثی نیافته بود . این 4 خلیفه را بعدها « خلفای راشدین » نام نهادند ، اما پس از سپری شدن این دوره ، شرایط به گونه‌ای دگرگون شد که هنوز نیمه اول سده نخست هجری به پایان نرسیده بود که پاره ای از سنتهای دوره جاهلی از نو سر برآورد .
ابوبکر به عنوان نخستین جانشین پیامبر (ص) با دشواریهای بسیار رو به رو بود . در آغاز کار ، لشکری را که پیامبر (ص) در آخرین روزهای زندگی قصد داشت به مرزهای روم گسیل کند ، به فرماندهی اسامه بن زید ، روانه آن مأموریت کرد. دشواری دیگر ، شورش و سرکشی قبایلی بود که پس از وفات پیامبر (ص) پرداختن زکات به جانشین او را بر نمی‌تافتند . پاره ای از این شورشها که در تاریخ اسلام به جنگهای ردّه شهرت یافته‌، در قالب دعوی نبوت در برخی نواحی جزیره العرب سربرآورد. برخی از این سرکشیها در واپسین روزهای حیات پیامبر (ص) نیز به طور پراکنده آغاز شده بود ، ولی در خلافت ابوبکر آشکار تر شد . به هر حال ، لشکرهایی پی در پی شورشیان را در هم کوبیدند ، و حکومت مرکزی به خلافت ابوبکر استوار ماند .
هم در این زمان در پی جنگهای ردّه ، مسلمانان در مرزهای دولت ساسانی که به سراشیب ضعف و سقوط افتاده بود ، به تاخت و تاز پرداختند . ابوبکر نیز سپاهیانی به برخی نواحی همچون حیره گسیل کرد و پیروزیهایی به دست آورد. ماجرای این جنگ و گریزها ، با تفصیل و ذکر جزئیات فراوان ، در روایات تاریخی انعکاس یافته ، اما در اعتماد به آنها باید سخت احتیاط ورزید ؛ چه ، میان این روایات و داستانهای حماسی پیش از اسلام یا به اصطلاح « ایام العرب» که آکنده از افتخارات قومی است ، پیوندی نزدیک دیده می‌شود . انگیزه هر یک از راویان در گرد آوری اخبار این دوره از فتوح در دوره خلفا ، بر ما چندان روشن نیست ؛ اما اختلاف میان روایات گاه چنان است که التیام میان آنها و رسیدن به نتیجه ، ناممکن به نظر می‌رسد . این آمیختگی حماسه با تاریخ ، اگر چه درباره بسیاری از گزارشهای آن دوره به طور عمومی صادق است ، ولی در گزارشهای فتوح به لحاظ شباهت آن با جنگ و گریزهای دوره کهن ، چشمگیرتر به نظر می‌رسد .
مقارن نبردهای سپاهیان اسلام ، غالباً  به فرماندهی خالد بن ولید در منطقه عراق ، ابوبکر لشکر دیگری نیز به فرماندهی ابوعبیده جراح روانه شام کرد و پس از آن نیز دسته های نظامی ، پی در پی از مدینه به یاری او گسیل می‌شد. سپاه اسلام در یرموک در آستانه پیروزی بود که خبر درگذشت ابوبکر به شام رسید ( جمادی الاخر 13 ق ، در 63 سالگی‌‌). او اندکی پیش از مرگ ، عمر بن خطاب را به جانشینی برگزیده بود.
عمر پس از استقرار بر مسند خلافت ، جنگهای فتوح را به طور همزمان در شرق و غرب ، یعنی ایران و شام ادامه داد ؛ چنانکه با آغاز دهه 3 ق بخشهای وسیعی از ایران ، شام و حتی مصر به تصرف خلافت در آمد . بر اثر فتوح ، سیل اموال و غنایم به سوی دارالخلافه مدینه روان شد و عمر بخش بزرگی از درآمدهای جدید را به صحابیان و به ویژه سابقان در اسلام اختصاص داد. تیره‌های قریش که از دیرباز در کار بازرگانی بصیرت داشتند ، چون بر اموال و غنایمی فراوان دست یافتند ، به تدریج روحیات دنیا گرایانه گذشته ، از نو آشکار شد . با آنکه عمر در کار نظارت بر طبقه نوین اشراف سختگیری بسیار می کرد ، اما مهار شرایط اجتماعی جدید در عمل ناممکن می‌نمود . به دشواری می توان داوری کرد که جریان فتوح تا چه حد به منظور گسترش دیانت اسلام صورت گرفت و تا چه اندازه در این جهت موفق بود ، اما تصادفی نیست که نام بسیاری از پارسایان و عالمان صحابه در میان فرماندهان و لشکریان جنگهای فتوح به چشم نمی‌خورد . از سوی دیگر ، بومیان سرزمینهای فتح شده ، چنان از سیاست پریشان زمامدار پیشین خود ، رنج می‌بردند که غالباً اسلام را به عنوان دینی نوین و منادی مساوات و عدالت ، از جان و دل پذیرا شدند و همین امر موجب پیشرفت حیرت انگیز فاتحان مسلمان در سرزمینهای گوناگون بود .
در 23 ق ، یک اسیر ایرانی ، فیروز نام ، با شهرت ابولؤلؤ که بر مبنای روایات ، عمر به شکایت او اعتنا نکرده بود ، خلیفه را زخم زد و وی اندکی بعد درگذشت. هر چند طبق روایتها ، ابولؤلؤ به ابتکار خود دست به قتل خلیفه زد ، اما ناخشنودی بزرگان قریش از سختگیریهای خلیفه را نمی‌توان نادیده انگاشت. عمر در بستر مرگ ، شورایی متشکل از حضرت علی (ع) و نامداران صحابه ، عبدالرحمان بن عوف ، عثمان بن عفان ، سعد بن ابی وقاص ، طلحه بن عبیدالله و زبیر بن عوام معین کرد تا خلیفه پس از او را بر گزینند. پس از گفت و گو های بسیار ، عبدالرحمان بن عوف ، از سوی دیگران اختیار یافت تا از میان علی (ع) و عثمان یکی را بر گزیند. عبدالرحمان که با عثمان خویشاوندی داشت ، با شرط عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر‌(ص) و سنت شیخین ( ابوبکر و عمر ) با هر دو تن سخن گفت . حضرت علی (ع) درباره عمل به سنت دو خلیفه پیشین ، پاسخی نداد که عبدالرحمان را خشنود کند و چون عثمان شرط را پذیرفت ، با او به خلافت بیعت کردند.
بدین گونه عثمان بن عفان به خلافت رسید و نرمخویی وی از همان آغاز مورد طعن و گفت و گو واقع شد. او نظامی را که ابوبکر و به ویژه عمر در گزینش والیان شهرها و نظارت بر اشراف سخت رعایت می کردند ، اندک اندک زیر پا نهاد و اگر خود هم به ادامه سیاستهای دو خلیفه پیشین دلبستگی داشت ، خویشاوندانش او را به تایید تصمیماتی که اتخاذ می کردند ، وا می‌داشتند ، به هر حال ، در مدتی که از 23 تا 35 ق خلافت به دست عثمان بود ، طبقه اشراف و خاصه خویشاوندان نزدیک عثمان با به دست آوردن مناصب مهم و حساس در نقاط گوناگون ، خشم عموم را برانگیختند. اصحاب پارسای پیامبر‌(ص) همچون ابوذر عفاری که زراندوزی بی‌حد و قدرت طلبی طبقه اشراف را بر نمی‌تابیدند ، از سوی عثمان مجالی برای بیان اعتراض و انتقاد نمی‌یافتند و گاه به نقاط دور دست تبعید می‌شدند. اندک اندک بانگ اعتراض از نواحی گوناگون ، به ویژه عراق و مصر به شورشی مبدل شد ، شورشیان به مدینه آمدند و خانه خلیفه را در محاصره گرفتند و پس از چند روز محاصره ، با حمله ای خلیفه را به قتل رساندند.
این بار اصحاب را انتخابی جز علی بن ابی طالب (ع) به خلافت نبود و دیری نپایید که بنای آشتی ناپذیر آن حضرت بر رعایت دقیق عدالت و سیره رسول خدا (ص) ، آن هم در جامعه‌ای که چندی به اشرافیت و زراندوزی خو گرفته بود ، موج مخالفتها را در پی آورد . این مخالفان و در رأسشان طلحه و زبیر و صحابی پیامبر ( ص) که اینک خواهان جایگاهی در حکومت و امتیازاتی نسبت به دیگر مسلمانان بودند ، عایشه ، همسر پیامبر (ص) را نیز با خود همراه کردند و بر امیرالمؤمنین علی (ع) شوریدند و نبردی را پی نهادند که نخستین جنگ داخلی در حوزه اسلامی به شمار می‌رود و به جنگ جمل شهرت یافت.
حرکت بعدی از سوی حکمران وقت شام ، معاویه بن ابی سفیان سازمان داده شد که سالها بر شام حکومت کرده بود و اکنون جایگاه خود را در خطر می‌دید. او به دستاویز خونخواهی عثمان از بیعت با امام علی (ع) سرباز می‌زد . این بار نیز کار به نبرد انجامید و این نبرد طولانی که به جنگ صفین شهرت یافت ، اگر چه نتیجه‌ای شایان برای معاویه به بار نیاورد ، اما در پراکندگی صفوف مسلمانان و ایجاد گرایش سوم ، یعنی خوارج تاثیری بسزا بر جای نهاد. اکنون پس از متارکه جنگ ، از یک سو معاویه دعوی خلافت برداشته بود و از دیگر سو خوارج با اعتزال از اردوی امام علی (ع) ، در محلی به نام حرورا گرد آمده‌، عبدالله بن وهب راسبی را به امارت برداشتند . تا زمانی که خوارج به اعتراض بسنده می کردند ، خلیفه مسلمانان را با آنان ستیزی نبود و پیاپی آنها را به اطاعت و صلح می‌خواند‌؛ اما چون دست به آزار و قتل مردمان گشودند ، امیرالمؤمنین علی (ع) به سوی آنان لشکر کشید و در جنگی موسوم به نهروان آنان را در هم کوبید.
پس از فرو نشاندن تعرضات خوارج ، حضرت علی (ع) به جمع آوری نیرو برای یکسره کردن کار معاویه پرداخت ، اما در رمضان 40 ق ، در پی توطئه‌ای ، از ضربت شمشیر عبدالرحمان بن ملجم مرادی زخم خورد ، و 3 روز بعد به شهادت رسید. همراهان امام علی (ع) پس از شهادت آن حضرت‌، فرزند ارشد او امام حسن (ع) را به خلافت برداشتند ، اما خلافت چند ماهه آن حضرت که سراسر به جنگ و درگیری سپری شد ، سرانجام در پی صلحی میان وی و معاویه ، به پایان آمد و بدین ترتیب ، معاویه که مدتها در کمین فرصت بود ، زمام حکومت را به دست گرفت و با موروثی کردن حکومت ، چهره خلافت را دگرگون ساخت .
II . تعالیم و نهادهای اساسی اسلام
اصول اعتقادی : اصول اعتقادی اسلام یعنی ایمان و اعتقاد به توحید ، نبوت و معاد. این 3 اصل در واقع شالوده دیانت اسلام را تشکیل می‌دهند، به گونه‌ای که کلیه گزاره‌های خبری و انشایی که در این آیین آمده ، معنا بخشی خود را وامدار یکی از این اصلها یا هر سه آنهاست ، بدین قرار ، همه افرادی که به دین اسلام گرویده‌اند ، با آنکه اختلاف نظرهای بسیار چشمگیر و گاه کاملاً متعارضی درباره جزئیات و تفسیر این باورها دارند، اما همگی به این اصلها معتقد و پای بندند و تردیدی در این ندارند که : 1ـ خداوند تعالی آفریننده جهان بوده و هست و در ذات ، صفات و افعال یگانه است و هیچ کس به هیچ وجه همکار و انباز او نیست]توحید[ ؛ 2ـ حضرت محمد (ص) پیام آور و فرستاده خداست و به دنبال زنجیره‌ای از پیامبران و به عنوان واپسین آنها از سوی خداوند برگزیده شده است . قرآن کریم مجموعه‌ای از گفتارهای خداوند است که به او وحی گردیده است ]نبوت[؛ 3ـ معاد یا روز قیامت بی‌شک رخ خواهد داد و در پیشگاه محکمه الهی به خوب و بد کردارها و انگاشته های مردم رسیدگی خواهد شد و سرانجام ، نیکان به بهشت ، و بدکاران به دوزخ خواهند رفت .
اصطلاح « اصول اعتقادی » در قرآن نیامده است و در مجموعه های حدیثی چون صحاح سته و بحار الانوار ـ با توجه به فهرستهایی که از واژگان این کتابها نوشته شده ـ این اصطلاح به چشم نمی‌خورد . این امر نشان می‌دهد که چنین تعبیری در دستگاههای کلامی دهها سال پس از عصر پیامبر (ص) که در صدد تبیین دین اسلام در یک دستگاه فکری منسجم بودند ، پدید آمده است . به هر روی ، اصطلاح اصول اعتقادی تعبیر دقیقی از ماهیت دین و دینداری در اسلام است و دینداری بدون وجود هر یک از این مفاهیم ، معنای خود را از دست می‌دهد .
الف ـ خداشناسی : بر اساس آموزه های قرآن ، وجود خداوند پیدا و آشکار است . با اینکه قرآن آیینی خدا محورانه را مطرح می کند و در جای جای این کتاب الهی از خدا و کارها و شئون او در تمام مظاهر جهان هستی سخن رفته است ، اما در کتاب شریف چیزی به عنوان « استدلال برای اثبات وجود خدا » به چشم نمی‌خورد. بدین سان ، هستی خداوند بی‌پرده نمایان است و هیچ تردیدی در آن نیست (‌ابراهیم / 14/ 10) . نشانه های او آنچنان جهان را پر کرده است که اندکی تفکر و تدبیر درباره ساده‌ترین آفریده‌ها کافی است که انسان غافل را به آفریننده رهنمون شود ( بقره‌/ 2/ 164 ؛ غاشیه / 88/ 17 ـ 22) . شناخت خداوند از درون انسانها سرچشمه می‌گیرد ؛ یعنی همانجایی که خدا معرفت خویش را به گونه ای فطری در آن نهاده است ( هود / 11/ 51 ؛ روم / 30 / 30 ) . از این گذشته ، تنها انسانها نیستند که خدا را در می‌یابند ، خدا برای هیچ آفریده ای ، چه جاندار و چه غیر جاندار ناشناخته نیست ، چه ، آشکار بودن هر چیزی برای خودش وامدار آشکار کردن خداست . از طرفی همه آفریده ها زبان به تسبیح و تقدیس او گشوده اند و تسبیح وقتی معنا می یابد که ستایش کننده ستایش شنونده را بشناسد ( نور / 24 / 35 ، 41 ؛ اسراء / 17 / 44) .
تردیدی نیست که عربها پیش از اسلام به وجود مبدأی معتقد بودند که آن را الله می‌نامیدند و به گونه ای او را می‌پرستیدند . به او سوگند می خوردند ( انعام / 6/ 109 ؛ نحل / 16 / 38 ) ؛ او را بخشنده باران و به صورت عام بخشنده زندگی به همه جانداران روی زمین می‌دانستند و به هنگام سختی و گرفتاری به او پناه می‌بردند و تردیدی در قدرت آفریدگاری او نداشتند ( یونس / 10/22 : نحل / 16 / 53 ؛ عنکبوت / 29 / 61 ، 63 )؛ بدین سان به « توحید ذاتی » و اینکه جهان تنها دارای یک مبدا است ، باور داشتند ، ولی اصطلاحاً « توحید افعالی و صفاتی » را نمی‌پذیرفتند ، و از این جهت « مشرک» بودند ، به عبارت دیگر در کنار الله ، گاه به صورت انتزاعی و گاه در شکل بت ، به وجود خدایانی معتقد بودند . رشته طولانی خدایان بی‌شماری که اعراب جاهلی می‌پرستیدند ، موضوع کتاب الاصنام ابن کلبی است . هبل ، اساف و نائله از بتهای مشهور بودند . قرآن از 8 بت به نامهای لات ، عزی ، منات ، ود ، سواع ، یغوث ، و یعوق و نسر یاد می کند . از قرار معلوم ، یغوث و یعوق در کنار خانه کعبه ، هبل بر بام آن ، و اساف و نائله در صفا و مروه قرار داشتند. در کنار اینان ، مشرکان دیگری قرار داشتند و بر آن بودند که الله فرزند دختر و پسر دارد . یا مثلاً مسیح پسر او ، یا حتی خود اوست و یا اینکه فرشتگان یا پاره‌ای از جنیان یا برخی قدیسان فرزند خدا هستند ( مائده / 5/ 72 ـ 73 ؛ بقره / 2/ 116 ؛ یونس / 10 / 68) .
قرآن با تعبیرهای گوناگون ، با عقاید شرک آمیز و مخالف توحید سخت مبارزه می‌کند . درگیری قرآن با مشرکان بر سر وحدت یا کثرت مبدا جهان هستی نیست ، چرا که آنان باور داشتند که او واحد است و شریکی ندارد . پیکار بنیادین بر سر اله به معنای پروردگار مورد پرستش بود. چه ، مشرکان بر آن بودند که تدبیر عالم به موجوداتی شریف واگذار شده که به خدا نزدیکند و باید آنان را پرستید تا برای پرستندگان خود نزد الله شفاعت کنند و آنان را به او نزدیک نمایند . اله‌ها برای فرو دستان خود ، خدا بودند و الله، خدای خدایان و آفریننده همه بود ( زخرف / 43/ 9 ، 87 ؛ زمر / 39 / 3/ ، 38 ) . قرآن با پافشاری و تأکید ، پیوسته با شرک به جدال برخاسته است و در خلال داستانهای پیامبران پیشین بیان می کند که همه آنان مبلغ همین معنا بوده اند . پیامبر اسلام ( ص) نیز به نوبه خود با حکمت ، پند و جدلهای نیکو مشرکان را به توحید فرا می‌خواند ، اما واکنش آنان چیزی جز استهزا ، آزار و فتنه جویی نبود. مشرکان در آغاز کار چنان عرصه را بر پیامبر (ص) و یارانش تنگ کردند که عده‌ای مجبور شدند مکه را رها کرده ، به حبشه بروند . بعدها نیز پیکارهای خونینی میان آنان و پیامبر (ص) رخ داد .
اسلام عنایت بسیاری به ریشه کن ساختن چند گانه گرایی و بر انداختن این باور باطل دارد . قرآن برای برطرف کردن هر گونه شبهه ، استدلالهای گوناگونی برای بی‌پایه نشان دادن اندیشه مشرکان آورده است که تنها به یک مورد اشاره می شود : اگر برای عالم خدایانی در کنار الله فرض شود ، همه اینها باید ذاتاً مختلف بوده ، و از نظر حقیقت با هم تباین داشته باشند ؛ در نتیجه تدبیرشان هم با هم مباینت خواهد داشت . چون تدبیرها با هم نمی‌خواند ، موجب بر هم ریختن سامان و نظام گیتی می‌شود . اما این نظام جاری ، دستگاهی است که اجزائش در رسیدن به یک غایت با هم همخوانی دارند . پس در عالم ، یک تدبیر و در نتیجه یک خدا بیش نیست ( انبیاء / 21 / 22 ) .
قرآن همواره به توکل به الله ، اعتقاد به او ، پذیرفتن ولایت او ، دوستی یا دشمنی در راه او و اخلاص عمل سفارش می کند ، همچنین به پرهیز از تکیه کردن به غیر او و دوری از اطمینان به اسباب ظاهری پند می‌دهد ، از این رو ، اگر کسی ذره‌ای استقلال و بی‌نیازی از خدا برای چیزی یا کسی قائل باشد ، مشرک به شمار می‌آید . بدین سان ، شرک مرتبه‌ها و درجه‌هایی دارد که برخی آشکار و پاره ای پنهان است . یکی از موارد شرک پنهان ، غافل شدن از خدا و توجه به غیر اوست که هیچ کس جز مخلصان از این شرک رهایی ندارد ( یوسف / 12 / 106) . شرک عملی نیز یکی از مرتبه های شرک است و وقتی مصداق می یابد که کسی عملش را نه برای ثواب الهی ، بلکه برای خشنودی خویش یا رسیدن به مال یا برای ستایش مردم انجام دهد. پیروی کردن از خواسته‌های هوس آلود نیز یکی دیگر از موارد این شرک به شمار می‌رود ( جاثیه / 45 /23 ) . از آنجا که در برابر هر یک از مرتبه‌های شرک ، درجه‌ای از توحید وجود دارد ، عالی‌ترین مرتبه توحید این است که شخص هیچ گاه از یاد خدا غافل نماند . توحید عملی نیز بدین معناست که انسان کارهای پسندیده را تنها برای خشنودی خدا و ثواب اخروی انجام دهد .
یکی دیگر از بحثهای متعلق به توحید ، مسأله اسماء و صفات باری تعالی است که اختلاف نظرها و مشاجره‌های دامنه‌داری درباره آن وجود دارد. در همه اسمها این اشکال هست که ساخته و پرداخته زبانهای انسانها هستند و آنان آنها را برای مصداقهایی که در خودشان دیده‌اند ، وضع


5 دسته‌بندی نشده  ولی نمی نخست میان مکه مشرکان مسلمانان مدینه محمد کسی قریشیان قرآن علی شام سوی سرانجام دین خلافت خدا حضرت توحید پیامبر بعثت بدین ایشان ـ
قیمت: 100 تومان

برای پیدا کردن مطالب مشابه در این سایت ، از قسمت جستجو استفاده کنید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

5

30 (2393)

HYPERLINK “http://vahidsaeedi.blogfa.com/post-3.aspx” رفتارشناسی حیوانات اهلی مقدمه: در طول چندین هزار سال انسان شکارچی و مصرف کننده گوشت می‌باشد. انسان Homoerectus در 400 هزار سال قبل شکار و استفاده از آتش را برای پختن گوشت آغاز ادامه مطلب…

5

30 (2354)

7) بحث با توجه به مصرف رو به رشد فراورده های پروتئینی دریائی در جهان و سمیت بالقوه فلزات سنگین در این ماده مصرفی، بررسی این عوامل به عنوان یک شاخص بهداشتی در دستور کار ادامه مطلب…

5

30 (2252)

کارآفرینی کارخانه ماکارونی مقدمه ماکارونی در حال حاضر به عنوان عنصری پر اهمیت در تامین غذای روزانه مردم دنیا از جایگاه ویژه ای برخوردار است . با توجه به این مهم گروهی از پیشگامان آرد ادامه مطلب…

background