پیشگفتار
وقوع انقلاب اسلامی سال 1357 در نظام بین‌الملل تاثیرات شگرفی داشت و موجب آن شد که ضمن آن که یک کشور مهم و کلیدی در بلوک غرب از این اردوگاه خارج شود، ایالات متحده یکی از مهمترین دوست‌ها و متحدین و یکی از ارکان سیاست خارجی خود را از دست رفته ببیند. وجود دوستی و روابط دیرینه میان ایران و آمریکا و وجود منافع سرشار واشنگتن در ایران دلیلی بر آن بود که کاخ سفید حمایت خود را از محمدرضا شاه قطع نکند و بعد از خروج وی از ایران در دی ماه 1357 همچنان به عنوان حامی او عمل نماید. علیرغم آن که آمریکا در زمره نخستین کشورهایی بود که حکومت ایران را پس از پیروزی انقلاب به رسمیت شناخت و به شاه در ابتدای انقلاب اجازه ورود به آمریکا را نداد با این حال مردم انقلابی از رفتار آمریکا و سوابق سیاست‌های این کشور در ایران خشمگین بودند. براین اساس، در اسفند 1357 و خرداد 1358 سفارت آمریکا دو بار مورد هجوم قرار گرفت اما ورود شاه بیمار در اوایل آبان 1358 به آمریکا برای معالجه بیماری خویش و تشدید جو بدبینی در ایران نسبت به آمریکا موجب شد که در 13 آبان همین سال عده‌ای از دانشجویان که خود را دانشجویان پیرو خط امام می‌نامیدند، سفارت آمریکا را تصرف کردند و بحرانی را به وجود آوردند که بعد از گذشت سه دهه هنوز آثار آن بر جای مانده است. اشغال سفارت یک کشور از بُعد دیپلماتیک و حقوق بین‌الملل به منزله حمله و تصرف کشوری خارجی محسوب می‌شود و عملی مذموم است. از سوی دیگر گروگان گرفتن 52 نفر در مدت 444 روز آنچنان وضعیت وخیمی را فراهم کرده بود که افکار عمومی جهان علیه ایران بسیج شده بود. در چنین شرایطی قطع روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا، توقیف اموال و دارایی‌های ایران در آمریکا و تحریم‌های اقتصادی و سیاسی بر ضد تهران جزء تبعات این اقدام بودند. این پژوهش بر مبنای اشغال سفارت آمریکا در تهران در آبان 1358 درصدد بررسی تبعات و عواقب مثبت و منفی واقعه مذکور و تاثیرات آن بر روابط دو کشور می‌باشد.
فصـل اول:
کـلیات
1-‌ موضوع و طرح مساله:
موضوع این پژوهش «بررسی تبعات اشغال سفارت آمریکا در ایران بر روابط واشنگتن- تهران می‌باشد.
وقوع انقلاب اسلامی سال 1357 خود به تنهایی مسیر و سرنوشت کشور ایران و مردم این سرزمین را دستخوش تغییر و تحول اساسی نمود. بعد از پیروزی انقلاب و تشکیل دادگاه‌هایی برای رسیدگی به اقدامات مقامات و سران رژیم پهلوی یکی از دغدغه‌های انقلابیون، برگرداندن شاه به ایران و محاکمه وی بود. در این راستا اقداماتی نیز صورت گرفت، اما پذیرش شاه بیمار در آمریکا برای معالجه پس از 10 ماه که از ایران خارج شده بود و در کشورهای مختلف اقامت داشت، خشم دانشجویان انقلابی را برانگیخت و انگیزه‌ای شد برای آنان که به سفارت آمریکا در ایران حمله کرده و آن را به اشغال خود درآورند.
تصرف سفارت آمریکا یا بحران گروگانگیری در ایران که در متون رسانه‌ای دولتی ایران به «تسخیر لانه جاسوسی» معروف است به دوران 444 روزه‌ای از تخاصم میان دولت ایران و آمریکا گفته می‌شود که با حمله تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام و تصرف سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن 66 دیپلمات آمریکایی در 13 آبان 1358 آغاز گردید و در 30 دی 1359 با پذیرش اعلامیه الجزایر از سوی دولت آمریکا و آزادی گروگان‌ها پایان یافت. این خود ابتدای کار بود چرا که تبعات این اقدام بر روابط دو کشور سایه افکند و آن را تا حدود زیادی تحت تاثیر قرار داد. آنچه که در این پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد درخصوص چگونگی این اقدام دانشجویان و عوامل تاثیرگذار و تاثیرپذیر در این موضوع می‌باشد. ساعت 10 صبح 13 آبان 1358 دانشجویان منتخب از دانشگاه‌های شریف و پلی‌تکنیک و ملی، گرد هم آمدند. دانشجویان دانشگاه تهران نیز همزمان با آنها در یک حرکت هماهنگ به سوی ساختمان سفارت آمریکا در تهران حرکت و آنجا را به اشغال خود در آوردند که به آن انقلاب دوم نیز لقب دادند. گروگانگیری که باعث آغاز دوره‌ای از رویارویی خصمانه میان ایران و آمریکا گردید که می‌توان این رویارویی را در ابعاد سیاسی- اقتصادی- حقوق بررسی نمود در بحث اقتصادی با مسائلی همچون تحریم‌ها- بلوکه کردن دارایی‌ها و غیره و در بحث حقوق به مشروعیت دادن نسبت به اقدامات ضدایرانی در جهان توسط آمریکا و در بحث سیاسی به انزوای سیاسی ایران توسط آمریکا از طریق متحدان غربی و متحدان منطقه‌ای اشاره کرد که جنگ تحمیلی 8 ساله شاید یکی از این فشارها توسط آمریکا به وسیله متحدینش بود. عمل دانشجویان ایرانی که شاید ابتدا مورد تائید امام نبود بعد از اشغال که گزارش نزد امام امت رفت ایشان این عمل دانشجویان را تائید نمودند. اقدامی که از یک سو دولت ایران و از سوی دیگر دولت آمریکا را درگیر مخاصمات و بدبینی نسبت به روابط آینده دو کشور نمود که در این پژوهش سعی شده به چرائی این واقعه پرداخته و اثرات و تبعات آن را در رابطه میان دو کشور بررسی و راهکارهای عملی ارائه دهد.
2-‌ اهمیت موضوع:
اشغال سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن اتباع آمریکایی پدیده‌ای بی‌نظیر در تاریخ ایران محسوب می‌شود که تبعات بسیاری بر کشورمان بر جای گذاشه است. بررسی و شناخت این تبعات می‌تواند راهگشایی باشد برای سیاستگذاری‌ها آینده کشور.
3-‌ هدف:
هدف از این تحقیق ارائه شناختی از عوامل و دلایل تصرف سفارت آمریکا و تبعات متعدد این اقدام است.
4-‌ پرسش اصلی:
گروگان‌گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران (1358) چه آثار و پیامدهایی بر روابط ایران و آمریکا طی یک دهه از 1358 تا 1368 داشته است؟
1-‌ سابقه روابط ایران و آمریکا تا سال 1358 و فراز و نشیب‌های آن چگونه بوده است؟
2- گروگانگیری در عرف بین‌الملل و حقوقی بین‌الملل چه جایگاهی دارد؟
3- تاثیرات سوء گروگانگیری بر روابط سیاسی- دپلماتیک- تجاری و فرهنگی بین ایران و آمریکا به چه صورتی نمایان گردیده است؟
4-‌ گروگانگیری اعضای سفارت خانه آمریکا از نظر سیاسی نتوانسته در تحقق اهداف انقلاب (بحث استقلال سیاسی) موثر باشد؟
5-‌ فرضیه‌های پژوهش:
الف)‌ فرضیه مثبت: احقاق حقوق ملت و دولت ایران از راهی به جز راه خشونت‌آمیز «گروگانگیری» امکان‌پذیر بوده و گروگانگیری باعث تیرگی روابط دو کشور و خسارت زیادی بر ملت و دولت ایران وارد نموده است.
ب)‌ فرضیه منفی: گروگانگیری سفارت آمریکا از عوامل موثر در تیرگی روابط دو کشور نمی‌باشد، بلکه باعث مطرح شدن کشور در بین کشورهای دیگر و استقلال سیاسی کشور گردیده است.
چ) فرضیه خنثی: گروگانگیری هیچ تاثیری اعم از مثبت و منفی در روابط و منافع دو کشور نداشته است.
6- متغیرها:
متغیرهای این رساله شامل متغیرهای مستقل و وابسته می‌باشد. متغیر مستقل عبارت است از: تصرف سفارت و گروگانگیری اتباع آمریکا؛ متغیر وابسته عبارت است از: روابط ایران و آمریکا و تبعات اشغال سفارت آمریکا.
7- روش جمع‌آوری اطلاعات:
اطلاعات عرضه شده در این پژوهش از طریق منابع و کتب و مقالات تخصصی مندرج در نشریات سیاسی جمع‌آوری شده است.
8- سازمان‌دهی تحقیق:
این پژوهش مشتمل بر یک پیشگفتار و چهار فصل و نتیجه‌گیری و ضمائم می‌باشد. موضوع فصل اول «کلیات» می‌باشد و در فصل دوم به بررسی تاریخچه روابط ایران و ایالات متحده می‌پردازد. در فصل سوم چگونگی اشغال سفارت و اتفاقات پس از آن بیان می‌شود و در نهایت در فصل چهارم تبعات تصرف سفارت و به گروگان گرفتن اتباع آمریکایی و تاثیر آن بر روابط تهران و واشنگتن مورد بررسی و کنکاش قرار می‌گیرد.

فصل دوم:
تاریخچه روابط ایران و ایالات متحده آمریکا
گفتار اول :روابط ایران و آمریکا از آغاز تا سال 1357
بعد مسافت میان دو کشور، نبود وسایل ارتباطی از جمله تلفن، تلگراف و هواپیما، همگی دست به دست هم داده بودند تا موجب شوند با توجه به فاصله جغرافیایی شناخت روانی ژرفی میان دو کشور ایران و آمریکا برقرار گردد. با این حال اندک‌اندک فاصله میان دو کشور کاهش یافت و زمینه برای برقراری روابط رسمی دیپلماتیک فراهم شد.رابطه ایران وامریکا از سال 1829 (1208) شمسی آغاز می گردد در آن سال عدهای از مبلغین مذهبی امریکا که پروتستان بودند به ارومیه (رضائیه)آمده وبین آشوری های(نصرانی ) ساکن آن ناحیه به تبلیغ پرداختند وسپس مدرسه ای ایجاد کردند ودر آن کودکان آشوری زبان انگلیسی را آموختند وآیین پروتستانها را یاد می گرفتند که بعدها به دیگر شهرها گسترش یافت که در مجموع به علت مخالفت پیشوایان اسلام ومجتهدین چندان موفقیت حاصل نکردند اولین وزیر مختار امریکا بنام مستر بنیامین در1883 (1262) به تهران آمد و سفارت امریکا را افتتاح کرد و اولین وزیر مختار ایران به نام حاج حسینقلی خان معتمد الوزراء که بعدها لقب صدر السلطنه گرفت در سال 1887 (1266شمسی )به واشنگتن رفت . دوری مسافت بین ایران وامریکا و احتراز دولت امریکا از هرگونه دخالت در امور داخلی ایران ومعروفیت امریکا به این که همیشه طرفدار ملل ضعیف بوده وبا استعمار مخالفت می کرد واز همه مهمتر خدمات فرهنگی وبهداشتی مبلغین مذهبی بتدریج محبوبیت بسیاری برای امریکاییان در ایران حاصل نمود بعداز برقراری مشروطه ،اولیای وقت ایران به فکر استخدام مستشاران از دول بی طرف افتادن تا ادارات دولتی را به طرز جدید معمول در ممالک اروپا یی تشکیل دهند که عده ای مستشار جهت کار های مالیه واصلاح امور مالیه به ایران اعزام شدند که مورگان شوستر1 یکی از اعضاء خزانه داری امریکا ریاست هیات فوق را به عهده داشت.2
1-‌ مراودات اولیه بین ایران و امریکا
«میرزا ابوالحسن خان ایلچی»3 را می‌توان نخستین ایرانی نامید که گام در سرزمین آمریکا نهاده است. وی جریان این سفر را در کتاب خاطرات خود با نام «حیرت‌نامه» چنین بیان می‌کند: «روز 9 شعبان، باد نیز به شدت تند و کشتی به سرعت می‌رفت چنانچه در یک روز 212 مایل راه طی کرده و زمین «ینگه دنیا»4 پیدا شد.»5 تقریبا در دورانی نزدیک به همین عصر (نیمه نخست قرن نوزدهم) ردپای یک آمریکایی در سواحل خلیج فارس پیدا می‌شد که در پی گسترش بازرگانی آمریکا با آسیا به سواحل ایران نیز سرکشی نموده بود.6 در نیمه نخست قرن نوزدهم، در حدود سال‌های 1209 خورشیدی (1830)، مبشرین مذهبی آمریکایی (پنجاه سال پیش از برقراری روابط رسمی میان دو کشور) گام در سرزمین ایران نهادند. اگرچه حضور ایشان در ایران دارای اهداف مشخص و معین بود، اما این واقعیت را نیز از نظر نباید دور داشت که ورود ایشان به ایران در راستای سیاست رسمی دولت آمریکا نبود. همان گونه که در بخش‌های مربوط به تاریخ و سیاست خارجی گفته شد، جهت‌گیری سیاست خارجی آمریکا در آن دوره بر پایه سیاست انزواگرایی بود که کاملا با موقعیت جغرافیایی و شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آمریکا در آن دوران سازگار بود. لذا هیات‌های مذهبی وظیفه برقراری رابطه میان دو ملت را پیگیری می‌کردند. در همین راستا در حدود سال‌های 1209 خورشیدی (1830 میلادی)یک کشیش به نام مریک از سوی محصلین آموزشگاه علوم دینی آندرو ماموریت یافت تا به عنوان نخستین سفیر مذهبی کلیساهای آمریکا برای بررسی و پژوهش پیرامون امکان ایجاد روابط مذهبی و تبلیغ دین مسیح درایران به تهران سفر کند. او به اتفاق دو کشیش آلمانی نخستین هیات مذهبی آمریکا را در تهران تشکیل دادند و طی دوران اقامت خود در تهران، سفرهایی به سایر شهرها از جمله اصفهان نمودند. اما حاصل فعالیت آنها چندان امیدوارکننده نبود و نتیجه چندانی در بر نداشت و به گونه‌ای ناامید شدند که هنگامی که به آمریکا بازگشتند در گزارش خود چنین نوشتند: «روزنه‌ امیدی که در تهران برای فعالیت میسیونری موجود است بسیار باریک است ولی وضع اصفهان از این حیث به نیمه‌های یک شب تاریک وظلمانی شباهت دارد.» چهل سال بعد از مریک، یعنی در سال 1249 خورشیدی (1870 میلادی)، جیمزباست آمریکایی نخستین مرکز میسیونری مذهبی آمریکا را در تهران برپا کرد. در آن زمان، ناصرالدین شاه به شرط این که فعالیت‌های این مرکز تنها شامل ارمنی‌ها و مسیحی‌های مقیم تهران گردد به آن اجازه فعالیت داده بود؛ اما در ادامه فعالیت، این مرکز مشکلاتی ایجاد کرد که موجب تعطیلی آن شد این اهم فعالیت غیررسمی اتباع، آمریکا تا زمان برقراری روابط رسمی میان دو کشور در سال 1261 خورشیدی (1883 میلادی) بود. زمان دقیق، آغاز نخستین تلاش‌ها به منظور برقراری روابط رسمی میان دو کشور تا حدودی در هاله‌ای از ابهام می‌باشد. در مجموعه اسناد سیاسی وزارت امور خارجه کشورمان، پاکتی وجود دارد که این جمله به زبان انگلیسی و با مهر رسمی دولت آمریکا، بر روی آن نقش بسته است: «نامه مسیو هریسون رئیس‌جمهور آمریکا در انفصال مسیو تمپل وزیر مقیم سابق آن دولت.»1 آنچه روشن است اصل نامه وجود ندارد، اما خبر انفصال تمپل از سمت وزیر مقیمی آن هم توسط نهمین رئیس‌جمهور آمریکا بسیار عجیب می‌نماید. زیرا به گواهی نوشته‌های تاریخی موجود در دوره‌ای که این پاکت‌نامه به آن تعلق دارد، هیچ فرستاده ویژه‌ای از سوی آمریکا به دربار ایران فرستاده نشده است و نامی از آن شخص در اسناد وزارت امور خارجه به جز همین پاکت‌نامه دیده نمی‌شود. به هر حال جدا از این پاکت‌نامه اسرارآمیز که در جای خود و زمان مناسب بایستی سرنوشت آن روشن شود، با قاطعیت می‌توان میرزا تقی‌خان امیرکبیر را سیاستمداری نامید که نخستن گام را برای ایجاد رابطه میان دو کشور برداشته است. با توجه به وضعیت ویژه ایران در قرن نوزدهم که درمحل برخورد رقابت‌های قدرت‌های اروپایی واقع شده بود و سرزمین‌های بسیاری به واسطه همین رقابت‌ها از ایران جدا شد، اما یکی از هدف‌های اصلی رجال دلسوز آن زمان از جمله امیرکبیر تثبیت حاکمیت سیاسی ایران بر نواحی جنوبی به ویژه اعمال حاکمیت بر خلیج فارس بود و این امر تنها با ایجاد یک نیروی دریایی نیرومند میسر بود. لذا ارزیابی اولیه امیرکبیر از امکان همکاری با آمریکایی‌ها در جهت تشکیل نیروی دریایی بود. پیگیری‌های امیرکبیر درخصوص برقراری روابط رسمی به امضای پیمان دوستی و کشتیرانی ایران و ایالات متحد آمریکا در مهرماه 1230 خورشیدی (1851 میلادی) گردید. براساس این معاهده، دولت آمریکا اجازه پیدا کرد به طور رسمی در خلیج‌فارس حضور یابد و کنسولگری در بوشهر برپا کند. تنها یک ماه پس از این قرارداد امیرکبیر از صدارت خلع شد و قرارداد یاد شده تقریبا اعتبار خود را از دست داد.2 دومین مرحله، تلاش‌های ایران برای برقراری رابطه با آمریکا در خلال جنگ‌های ایران و انگلیس بر سر هرات و افغانستان صورت گرفت. هدف ایران در این مرحله از تلاش‌ها، علاوه بر برقراری روابط رسمی با آمریکا، برخورداری از پشتبانی آن دولت در خلیج فارس در برابر نیروی دریایی انگلستان بود. گفت‌وگوها در سه مکان در اروپا (استانبول، پترزبورگ و وین) میان نمایندگان ایران و آمریکا در جریان بود ودر حین مذاکرات، تلاش اصلی در استانبول صورت گرفت. سرانجام قرارداد استانبول میان دو کشور ایران و آمریکا در آذرماه 1235 خورشیدی (دسامبر 1856) به امضاء رسید. براساس این قرارداد، دولت آمریکا حق برپا

یی نمایندگی سیاسی در بوشهر را به دست آورد؛ اما از ایجاد پایگاه دریایی در خلیج فارس خودداری کرد. در گام بعدی، میرزاحسین خان سپهسالار در سفر به روسیه از ویر مختار آمریکا درخواست نمود تا نسبت به بازگشایی سفارت در تهران مساعدت نماید. این درخواست با توجه به حضور اتباع آمریکا، خصوصا مبشرین مذهبی و توسعه تجارت سبب شد تا کنگره آمریکا اجازه گشایش سفارت در تهران را به دولت آمریکا بدهد. تا پیش از این دولت انگلستان حافظ منافع اتباع آمریکا در ایران بود.
2-‌نخستین تلاشها در برقراری منا سبات سیا سی و تا سیس سفارتخانه
بعضی رجال سیاسی ایران بخصوص امیر کبیر بر این عقیده بود که روابط خارجی ایران را از دایره انحصار مناسبات با روس و انگلیس خارج سازد وبا دیگر کشورهای مغرب زمین توسعه دهند در این راه روابط ایران و امریکا در زمان امیر کبیر آغاز گردید زیرا او وجود قدرت سومی را در ایران سودمند می دانست ودر 14 ذیحجه 1267 (19 اکتبر1851) قرار دادی به نام ((عهدنامه دوستی وکشتیرانی ))در استامبول به امضاء جرج مارش وزیر مقیم امریکا و میرزا محمد خان مصلحت گذار نماینده ایران رسید. در تاریخ‌ قاجار، سال غریص را سرآغاز رابطه رسمی بین ایران و آمریکا ذکر کرده‌اند.1 دولت آمریکا به منظور پشتیبانی از اتباع خویش و با توجه به گسترش روابط بازرگانی و فرهنگی میان دو کشور و با تصویب کنگره تصمیم به اعزام یک نماینده مقیم و تاسیس سفارتخانه در تهران گرفت. شخص برگزیده شده ((ساموئل بنجامین )) به عنوان سفیر، نویسنده‌ای بود که در سال 1837 میلادی در یک خانواده میسیونر مقیم یونان به دنیا آمده بود. او انگلیسی را در ترکیه (عثمانی آن روز) فرا گرفته و در سال 1859 موفق به گرفتن دانشنامه لیسانس شده بود. او زندگی پرماجرای خود را با مطالعه حقوق، دریانوردی و سرانجام خدمت در دولت آمریکا و ارتقاء تا مقام کنسولی در یونان ادامه داده بود. «ساموئل بنجامین»2 با نگارش بیش از 21 جلد کتاب پیش از آن که سیاستمداری کار کشته باشد، نویسنده‌ای چیره‌دست بود و دو کتاب از مجموعه آثار وی اختصاص به ایران دارد. بنجامین پس از دریافت فرمان سفارت خود در بهمن ماه 1261 خورشیدی برابر با 1300 قمری (1883 میلادی) عازم ایران شد. به این ترتیب باب روابط رسمی دیپلماتیک میان دو کشور گشوده شد. بنجامین پس از دو سال به آمریکا بازگشت و جانشین او «هامپدن وینستون»3 وکیلی از شیکاگو بود که ماموریتش به تهران تنها دو ماه دوام آورد. وی علت استعفای خود را عدم وجود زمینه کافی و مناسب برای فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی اعلام کرد. پس از وی پزشکی از ایالت آلاباما به نام «اسپنسر پرات» برای تصدی امور سفارت به ایران اعزام شد. وی دیپلماتی باتجربه و ورزیده بود و توانست نظر ایرانیان را به سوی خودجلب کند. او مشوق پنبه‌کاری در ایران بود و ناصرالدین شاه را تشویق نمود یک هیات سیاسی به آمریکا اعزام نماید. به دنبال درخواست سفیر آمریکا و براساس اصول دیپلماتیک ضروری بود که شخصی از سوی ایران به عنوان سفیر به آمریکا فرستاده شود. از میان رجال و سیاستمداران آن زمان سرانجام هفتمین فرزند میرزاآقاخان نوری میرزاحسین قلی خان معتمدالوزاره این مسوولیت را پذیرفت. وی پس از ماموریت آمریکا لقب صدرالوزاره را کسب نمود. او که تازه از سفر حج بازگشته بود رهسپار آمریکا شدوبعدها لقب حاجی واشینگتن به خود گرفت . پیشینه سیاسی او نشان‌دهنده این حقیقت است که او در هنگام ماموریتش در هند به زبان انگلیسی تسلط یافته و از سال 1263 خورشیدی (1302 قمری) عهده‌دار مقام معاونت وزارت خارجه ایران بوده است. وی در سال 1267 خورشیدی برابر با اوایل 1306 قمری (1888 میلادی) وارد آمریکا شد.1 همراه حسین قلی‌خان میرزا محمودخان شیرازی، عبدالعلی خان آجودانباشی و دکتر «تورنس»2 حضور داشتند. سفیر ایران در 3 اکتبر 1888 میلادی (1267 خورشیدی) ساختمانی واقع در خیابان شماره 325 متعلق به خانم اسمیت را به مبلغ 12/222 دلار اجاره نمود. این ساختمان هفت طبقه ما بین منزل وزرای امور خارجه و داخله آمریکا واقع شده بود و سفارت ایران نام گرفت.3
3- ‌روابطه ایران و ایالات متحد آمریکا (دوران قاجاریه ) 1304-1262
1-‌3 مناسبات سیاسی
پیوندهای سیاسی میان دو کشور در دوره زمانی یاد شده محدود بود و از مرز شخصی فراتر نرفت و آمریکا در برابر قرارداد 1907 (1286 خورشیدی) و تقسیم ایران میان روسیه و انگلستان سکوت کرد. پس از انقلاب مشروطه نیز اگرچه آمریکایی‌ها نخست مایل به توسعه روابط با ایران بودند و «مورگان شوستر»1 را که از سوی صاحبان سرمایه آمریکا پشتیبانی می‌شد، جهت اصلاح امور مالیه به ایران فرستادند اما در نهایت تاثیر چندانی در توسعه روابط دو جانبه نداشت. شاید تنها عاملی که مانع قطع روابط دو کشور ایران و آمریکا در این دوره زمانی شد، نماد مثبت مورگان شوستر بود. چهره مثبت و درخشان شوستر سبب گشت تا دل آزردگی ایرانیان نسبت به بی‌تفاوتی سیاستمداران آمریکا درباره مشکلات ایران، واکنش منفی شدیدی در برنداشته باشد. پس از پایان جنگ جهانی اول و برپایی کنفرانس صلح ورسای، اعضای هیات نمایندگی آمریکا به کرات و با نهایت شوق و جدیت تلاش‌های خود را به کار بردند تا اعضای هیات نمایندگی ایران بتوانند در جلسه‌های کنفرانس حضور یابند و سخنان خود را به گوش نمایندگان دولت‌های حاضر در کنفرانس برسانند. با این حال این درخواست به هیچ وجه از سوی دیگر قدرت‌های بزرگ پشتیبانی نشد و در مقابل به طور ناگهانی خبر بسته شدن قرارداد 1919 میان انگلستان و ایران اعلام شد. انتشار خبر انعقاد قرارداد میان ایران وانگلستان موجب تعجب و دلسردی آمریکایی‌ها شد، زیرا این مساله نشان می‌داد که ایران یکباره به سوی انگلستان برگشته و خواستار کمک و پشتیبانی آمریکا نیست. از سوی دیگر بسته شدن قرارداد 1919، آشکارا با درخواست اعضای هیات ایران در کنفرانس صلح ورسای مبنی بر اعطای کمک و پشتیبانی از سوی آمریکا به ایران، در تناقض بود. لذا سفارت آمریکا در تهران با انتشار اعلامیه‌ای، موضوع قرارداد 1919 را فاش کرد. اینکار موجب بروز احساسات امیدبخش از سوی ایرانیان نسبت به دولت آمریکا شد. در مخالفت با قرارداد 1919 (1298 خورشیدی) دولت فرانسه نیز در کنار آمریکا قرار گرفت. استدلال آمریکا و فرانسه این بود که دولت انگلستان این کار را برخلاف اصول چهارده ماده‌ای ویلسون که علنی بودن مذاکرات مربوط به انعقاد قراردادها را تضمین کرده بود انجام داده است. مخالفت آمریکا با قرارداد مذکور را می‌توان تنها موضع‌گیری رسمی و قاطع آمریکا در روابط سیاسی آن کشور با ایران از زمان برقراری روابط رسمی دیپلماتیک تا این زمان به شمار آورد.
2-3‌ روابط اقتصادی
گسترش روابط سیاسی میان دو کشور موجب شد تا سیاستمداران دو طرف ظرفیت‌های بیشتری را جهت توسعه روابط بیابند. یکی از این ظرفیت‌ها اقتصاد بود. پس از پایان جنگ داخلی (1865-1861) و آغاز دوران بازسازی به تدریج بر قدرت اقتصادی آمریکا افزوده شد. به گونه‌ای که در سال‌های پایانی قرن بیستم این کشور بزرگترین تولید کننده فراورده‌های کشاورزی و صنعتی به شمار می رفت همین مساله موجب جلب توجه نخبگان ایران و به ویژه بازرگانان به سوی آمریکا و توسعه اقتصادی آن کشور شد. اسحاق‌خان مفخم‌الدوله سفیر ایران در آمریکا (1282-1278 خورشیدی) درخصوص وضعیت اقتصادی آمریکا چنین می‌گوید: «… می‌توان گفت که آمریکا از هر جهت مکمل‌تر از دول اروپا، خاصه ثروت آن بیشتر و امور مالیه‌اش رونق زیاد دارد.»1 با این حال طرف آمریکایی بسیار زودتر در اندیشه توسعه روابط اقتصادی بود. «انجمن اصلاح راه‌های» شهر بوفالوی آمریکا در سال 1280 (1901) از دولت ایران خواست تا نماینده‌ای را جهت بازدید از ماشین‌آلات راهسازی آن نمایشگاه به آمریکا اعزام کند.1 در فروردین ماه 1281 (1902) یک آمریکایی طی دو پیشنهاد رسمی از دولت ایران خواست به او اجازه داده شود تا در تهران یک نمایشگاه بین‌المللی برپاکند.2 دولت ایران نیز در پی این پیشنهاد و دیگر درخواست‌های آمریکائی‌ها اقدام به اعزام نماینده‌ای به کنگره تجارتی فیلادلفیا کرد. در پی حضور پسر حاج علی‌اکبر شیرازی نماینده اعزامی ایران در آمریکا، رئیس موزه بازرگانی فیلادلفیا به صورت رسمی از وزیر امور خارجه ایران دعوت کرد تا در مراسم افتتاح موزه که توسط رئیس‌جمهور وقت آمریکا انجام می‌شد، شرکت کند. آنچه مسلم است تمایل آمریکایی‌ها برای گسترش زمینه‌های روابط بازرگانی دو جانبه از سوی ایران نیز با استقبال روبرو می‌گردید، زیرا ایرانیان نیز بر اثر افزایش آگاهی و اطلاعات خود دریافته بودند که آمریکا در آینده نزدیک به صورت یکی از قطب‌های اقتصادی جهان ظهور خواهد کرد. در دوره یاد شده روابط اقتصادی دو کشور به آهستگی در حال توسعه بود. مهمترین صادرات ایران به آمریکا فرش، غله، حبوبات، پشم و پنبه بود. میزان صادرات فرش به حدی بود که تنها در شهر نیویورک بیش از 20 مغازه بزرگ به فروش این کالا اختصاص یافته بود و کثرت صادرات پشم و پنبه موجب شد دولت ایران فرمان ممنوعیت صادرات این فراورده‌ها را اعلام نماید که با مخالفت وزیر مختار ایران مفخم‌الدوله روبرو گردید و مشیرالدوله وزیر خارجه نیز در جهت گسترش بازرگانی با او هم آوا شد. وزیر مختار ایران تا آنجا پیش رفت که در ملاقات با رئیس‌جمهور وقت آمریکا (تئودور روزولت) توانست نظر مساعد او را برای گسترش روابط اقتصادی جلب نماید. رئیس‌جمهور آمریکا بر سرمایه‌گذاری در اموری مانند احداث راه‌آهن و توسعه آبیاری کشتزارهای اتباع آمریکا در ایران تاکید کرده از وزیر مختار آمریکا می‌خواهد بستر مناسبی برای این فعالیت‌ها را فراهم کند. در پی این اقدامات درخواست‌های گوناگونی از سوی آمریکایی‌ها برای سرمایه‌گذاری در ایران مطرح می‌شد که شامل تاسیس یا کسب امتیاز بانک، استخراج معدن‌ها به ویژه نفت و ساختن راه‌آهن بود. پس از انقلاب مشروطه، با اعزام نبیل‌الدوله به عنوان کاردار به آمریکا (1292-1288) فصل نوینی در روابط اقتصادی دو کشور باز شد. فعالیت‌های گسترده‌ او به اضافه شور و نشاطی که پس از انقلاب مشروطه در جهت ایجاد موسسه‌های تمدنی نوین در ایران آغاز شده بود، موجب افزایش توجه ایرانیان به آمریکا شد. به منظور اصلاح امور مالی ایران، نخستین درخواست اعزام مستشاران مالی آمریکا به ایران در زمان وی مطرح شد. به منظور استخدام مستشار مالی ایران ابتدا رو به سوی فرانسه آورد اما مستشاران فرانسوی از عهده انجام اصلاحات مالی برنیامدند و ایران را ترک کردند. پس از فرانسه، استخدام مستشار از دو کشور ژاپن و آمریکا مدنظر قرار گرفت که سرانجام آمریکا مورد پذیرش واقع شد. بر اثر پیگیریهای مجلس دوم مشروطه و اقدامات نبیل‌الدوله در آمریکا سرانجام موافقت شد مورگان شوستر به همراه یک هیات از کارشناسان امور مالی و گمرکی از سوی دولت ایران استخدام شوند. شوستر وکیلی 35 ساله از ایالت واشینگتن بود که پیش از ورود به ایران در فیلیپین و کوبا خدمت کرده بود. شوستر پس از ورود به ایران بلافاصله طرح‌های خود را برای اصلاح امور مالی، گرفتن مالیات و گمرکات آغاز کرد. فعالیت‌های او موجب نگرانی محافل مالی روسیه و انگلستان شد. مهمترین اقدامات شوستر که سرانجام نیز منجر به اخراج وی از ایران شد کمک به تقویت مالی نیروهای نظامی ایران در رویارویی با قوای متجاوز محمدعلی شاه مخلوع و برادران او بود. پس از حل این مساله، شوستر در هماهنگی کامل با دولت ایران دستور مصادره اموال شعاع‌السلطنه و سالارالدوله برادران یاغی شاه مخلوع را صادر کرد و علیرغم مخالفت روسیه و قوای قزاق این فرمان را اجرا کرد. در پی این اقدامات دولت روسیه با صدور التیماتومی خواستار اخراج شوستر از ایران شد. این التیماتوم با مخالفت مجلس شورای ملی روبرو گردید اما با حمایت انگلستان ازموضع روسیه و بی‌تفاوتی آمریکا سرانجام شوستر در سال(1913) 1292 خورشیدی ایران را ترک کرد.1 پس از شوستر دولت ایران تا مدتی به واسطه فشارهای دولت روسیه از استخدام و بکارگیری مستشاران خارجی، به ویژه آمریکایی‌ خودداری کرد اما با وقوع انقلاب 1917 و سرنگونی رژیم تزاری در روسیه، سایه سنگین این دولت از سر ایران برداشته شد. به دنبال
پدید آمدن فضای نوین در روابط دو جانبه با روسیه که پس از انقلاب شوروی نامیده می‌شد، بار دیگر دولت ایران اقدام به استخدام مستشاران مالی آمریکایی نمود.سیاستمداران ایرانی در این دوره تمایلی به سوی نیروی سوم داشتند . این بار قرعه به نام دکتر «آرتور چستر میلسپو»2 افتاد. میلسپو دارای مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه جان هاپکینز در سال 1912، دکترای افتخاری حقوق از دانشگاه ایلی نویز و استاد علوم سیاسی کالج «ویت من»3 بود. او در اواخر 1918 به عضویت وزارت خارجه آمریکا درآمد و متخصص امور نفت گردید. در جولای 1921 وزارت خارجه آمریکا پس از بررسی‌های فراوان او را به عنوان فردی مناسب به هیات سیاسی ایران معرفی کرد.4 او در سال 1301 در راس یک هیات کارشناسی وارد ایران شد و بلافاصله امور از پیش تعیین شده را بر عهده گرفت. همه افراد و شخصیت‌های آن دوره اتفاق نظر دارند که میلسپو توانسته بود بدون آن که کشور را نیازمند به وام خارجی نماید، منابع منظم درآمدی برای دولت فراهم آورد، اما با وجود این او نیز سرانجام به سرنوشت شوستر دچار شد. مخالفت‌های وی با رضا شاه، پاکسازی و خانه‌نشین کردن گروه بسیاری از کارکنان دولت، وصول مالیات از اشخاص متنفذ مانند محمدولی خان تنکابنی و خان‌های بختیاری و اجرای دقیق قوانین منجر به نارضایتی گسترده از او شد. در 28 تیر 1306 (1927) وزارت مالیه با ارسال یادداشتی برای او عملا وی را در پذیرش شرایط جدید که در واقع نوعی مقام تشریفاتی بود محدود نمود. میلسپو از پذیرش قرارداد جدید سرباز زد و به بهانه مرخصی، ایران را ترک کرد.
3-3 مساله نفت
در سال‌های نخستین قرن بیستم دولت ایران یکی از خریداران نفت از آمریکا بود، به گونه‌ای که در پایان دهه نخست این قرن، سالانه 600 محموله نفتی به ایران وارد می‌شد.1 اما با اکتشاف و استخراج نفت در ایران، این واردات قطع شدومبادله اندک‌اندک شکل معکوس به خود گرفت. نخستین درخواست برای کسب امتیاز از سوی آمریکائی‌ها در قالب مبادله پایاپای کشتی با نفت عنوان شده است.2 این درخواست در سال 1283 (1904) به ایران ارائه گردید و به نتیجه نرسید. اما مطرح شدن چنین موضوعی، موجب برافروخته شدن جرقه‌ای در ذهن ایرانیان شد تا ایشان به فکر بهره‌برداری از امکانات سایر کشورها در زمینه استخراج نفت بیافتند و به این ترتیب با ایجاد رقابت میان آنها منافع خود را افزایش دهند. در همین راستا نبیل‌الدوله کاردار ایران در آمریکا در سال 1290 خورشیدی (1911) با حضور در دفتر شرکت نفت استاندارد اویل نیوجرسی، یک ساعت با مدیران آن شرکت درخصوص استخراج منابع نفت ایران به گفت‌وگو پرداخت.1 پس از کودتای سوم اسفند 1299، در زمانی که قوام‌السلطنه به جای سیدضیاء‌الدین طباطبایی بر مسند نخست‌وزیری تکیه زد به منظور آن که به وضعیت نابسامان مالی کشور نظم دهد و منبع درآمدی برای خزانه خالی دولت فراهم کند به فکر استفاده از ذخایر نفت شمال و دادن امتیاز آن به یک دولت بیطرف خارجی افتاد همان گونه که پیشتر گفتیم، در آن هنگام آمریکایی‌ها به علت مخالفت با قرارداد وثوق‌الدوله (1919) و پشتیبانی از ایران در کنفرانس صلح ورسای محبوبیت بسیاری در ایران به دست آورده بودند. از سوی دیگر با توجه به گفت‌وگوهایی که از مدت‌ها پیش با شرکت‌های آمریکایی درباره مشارکت در استخراج نفت ایران در جریان بود، قوام‌السلطنه گفت‌وگوهای محرمانه‌ای با نمایندگان شرکت نفت آمریکایی استاندارد اویل در مورد دادن امتیاز نفت پنج ایالت شمالی ایران، آغاز کرد. این گفت‌وگوها در 29 آبان 1300 (1921) به امضای قراردادی منجر شد که به موجب مفاد آن امتیاز استخراج و بهره‌برداری نفت شمال ایران به مدت پنجاه سال به آن شرکت آمریکایی واگذار می‌شد. این قرارداد به منظور جلوگیری از کارشکنی دولت شوروی و انگلستان به سرعت در مجلس شورای ملی مطرح و تصویب شد. همین که خبر تصویب قرارداد نفت منتشر شد، جنجال بزرگی برپا گردید و دو قدرت همسایه شدیدا نسبت به آن اعتراض کردند. با وجود پاسخ ایران به این اعتراضات، فشارهای سیاسی واقتصادی شوروی و انگلستان موجب شد شرکت استاندارد اویل علاقه‌ای به نفت شمال نشان ندهد و خود را از این قضیه کنار کشید. پس از این ماجرا قوام‌السطنه در 5 بهمن 1301 استعفا داد و به جای او مستوفی الممالک عهده‌دار پست نخست‌وزیری و تشکیل کابینه جدید شد. وی برای این که بتواند شرکت نفت آمریکایی سینکلر را به استخراج و بهره‌برداری از منابع نفت شمال علاقه‌مند سازد به توصیه میلسپو قانون دادن امتیاز نفت به استاندارد اویل را اصلاح و آن را به صورت «قانون امتیاز نفت به یک شرکت معتبر مستقل آمریکایی» در آورد. قرارداد مذکور در اواخر اردیبهشت ماه 1303 با نمایندگان شرکت سینکلر امضا شد و قانون آن در 23 خرداد 1303 به تصویب مجلس شورای ملی رسید، اما چندی بعد واقعه‌ای رخ داد که به کلی زحمت‌های دولت ایران را بر باد داد.1
در 27 تیرماه 1303 سروان «رابرت ایمبری»2 کنسولیار سفارت آمریکا در تهران که در ضمن، خبرنگار مجله ملی جغرافیایی آمریکا نیز بود، به راهنمایی یکی از هموطنانش که کارمند شرکت نفت ایران و انگلیس بود، برای تماشای معجزه‌ای که می‌گفتند در سقاخانه‌ای در خیابان شیخ هادی روی داده است، به محل مزبور راهنمایی شد. او در حین عکس گرفتن از مراسم تجمع مردم در پیرامون سقاخانه به دست عده‌ای به بهانه توهین به مقدسات، کشته شد. دولت آمریکا شدیدا نسبت به این حادثه و بی‌اعتنایی ماموران پلیس در حفظ جان ایمبری اعتراض و تقاضای مجازات مسببین واقعه را نمود. دولت ایران برای جلوگیری از عواقب نامطلوب این حادثه، رسما عذرخواهی کرد و حاضر به پرداخت غرامت شد و حتی سه نفر از مسببین حادثه را اعدام کرد. با این همه وقوع این روی داد تاثیر نامطلوبی بر نمایندگان شرکت نفت سینلکر بر جای گذاشت، به نحوی که آنها به عذر این که تامین جانی ندارند ایران را ترک کردند و موضوع امتیاز نفت شمال منتفی شد.3
4-‌ روابط ایران و آمریکا (دوران پهلوی اول ) 1320-1304
پس از عدم توفیق آمریکایی‌ها در به دست آوردن امتیاز نفت و با به قدرت رسیدن سلسله پهلوی در ایران و شائبه انگلیسی بودن آن در میان افکار عمومی آمریکایی‌ها از یک سو و اتخاذ جهت‌گیری انزواگریی در سیاست خارجی آمریکا موجب سردی نسبی روابط دو کشور تا پایان حکومت رضاشاه شد. اما در این میان حادثه‌ای کوچک و بی‌اهمیت موجب قطع روابط سیاسی ایران و آمریکا به مدت سه سال شد. به ظاهر داستان از این قرار بود که در آذرماه 1314 (1935)غفار جلال علاء (جلال‌السطنه) وزیرمختار ایران و واشینگتن، به علت تخلف از مقررات رانندگی و سرعت غیرمجاز از سوی یک مامور راهنمایی و رانندگی آمریکا در ایالت مریلند متوقف شد. او خود را وزیر مختار ایران معرفی کرد ولی چون در زبان انگلیسی واژه Minister معنی کشیش را هم می‌دهد، مامور گمان کرد نامبرده کشیش یکی از دهات پیرامون است و برای او احترام قائل نشد. همسر انگلیسی وزیر مختار که همراه شوهرش بود با کیف دستی خود محکم بر سر مامور زد و مامور که عصبانی شده بود به غفار جلال دستبند زده او را به پاسگاه پلیس شهر الکتون برد. در آنجا به محض این که از هویت وزیر مختار اطلاع پیدا کردند او و همسرش را آزاد نمودند. دولت ایران از آمریکا خواست نسبت به این حادثه و رعایت نکردن مصونیت دیپلماتیک نماینده ایران رسیدگی نماید. آمریکا این درخواست را پذیرفت، اما کردل‌هال وزیر خارجه آن کشوردر یک مصاحبه مطبوعاتی چنین گفت: «دولت ما همیشه به ماموران سیاسی خود سفارش می‌کند که مصونیت سیاسی نباید موجب تخلف از قوانین و مقررات کشور محل ماموریت آنها گردد و در عین حال نمی‌خواهند که نظر ماموران کشورهای خارجی مقیم آمریکا، مخالف این اصل باشد.» خودداری دولت آمریکا از عذرخواهی درخصوص بازداشت وزیر مختار ایران و به ویژه گفته‌های وزیر امور خارجه آن کشورموجب شد که رضاشاه دستور احضار وزیر مختار و قطع روابط سیاسی با آمریکا را داد. علت واقعی خشم رضاشاه این بود که یکی از روزنامه‌های آمریکایی او را «شاگرد مهتر سفارت انگلیس» نامیده بود. اما دولت آمریکا سفارت خود را در تهران تعطیل نکرد و یک کاردار در تهران باقی گذاشت. در اواخر سال 1317 (1939) والاس مری رئیس اداره خاور نزدیک در وزارت خارجه آمریکا به عنوان نماینده ویژه فرانکلین روزولت رئیس‌جمهور آمریکا به تهران آمد و رسما از جانب دولت آمریکا از حادثه بازداشت چند ساعته جلال غفار عذرخواهی کرد. در پی آن روابط سیاسی دو کشور در دی ماه 1317 دوباره برقرار شد و محمد شایسته به سمت وزیر مختار در آمریکا تعیین شد. واکنش شدید رضاشاه در برابر این حادثه کوچک، باعث گردید در شهریور 1320 که ایران مورد حمله نیروهای شوروی و انگلستان قرارگرفت، روزولت نه تنها به درخواست میانجیگری رضاشاه پاسخ مثبت نداد بلکه اقدام متفقین را تایید کرد. روابط اقتصادی ایران و آمریکا در این دوران همچنان پیرامون مساله نفت و امتیازات نفتی دور می‌زد. قطع رابطه دو کشور مانع از این نشد که شرکت‌های نفت آمریکایی به منظور گرفتن امتیاز نفت شمال شرقی و شرق ایران، پنهانی به گفت‌وگو با دولت ایران بپردازند درپانزدهم بهمن 1315(ژانویه 1937 )قانونی به تصویب مجلس رسید که به موجب آن حق انحصار تفتیش وتفحص وجستجو وگمانه زدن و استخراج نفت را در قسمتی ازشرق وشمال شرقی ایران برای مدت شصت سال به شرکت نفت امریکا وایران (امیرانین) واگذار می گردید. شرکت مزبور وابسته به شرکت نفت سی بورد بود که در ایالت دلور امریکا به ثبت رسیده بود . پس از امضاء قرارداد و توافق دو جانبه، در 27 دی 1315 لایحه‌ای به وسیله علی‌اکبر داور وزیر دارایی تقدیم مجلس شد که شامل دو قرارداد بود، یکی استخراج نفت بخشی از شرق و شمال‌شرقی ایران و دیگری راجع به ساختن خط لوله نفت به وسیله دو شرکت آمریکایی. لایحه مزبور در جلسه 18 بهمن 1315 به اتفاق آراء به تصویب مجلس شورای ملی رسید، اما سه روز بعد علی‌اکبر داور خودکشی کرد. گفته می‌شد پس از تصویب قرارداد نفت، انگلیسی‌ها به شدت نگران شده و شوروی (پیشین) نیز از این امتیاز بسیار ناراضی بودند و همه تقصیرها بر سر داور شکسته شد تا رضاشاه خود را از انعقاد چنین قراردادی مبرا نشان بدهد. در پی تصویب قانون یاد شده شرکت نفت «آمیرانین» کارهای مربوط به پژوهش و اکتشاف نفت را درمناطق مورد نظر در قانون یاد شده را آغاز نمود و عده‌ای کارشناس را با وسایل و تجهیزات لازم به نقاط گوناگون حوزه امتیاز فرستاد اما در 24 خرداد 1317 محمود بدر وزیر دارایی در مجلس گفت: «اخیرا نامه‌ای از سوی نمایندگان شرکت (آمیرانین)به وزارت مالیه رسیده است که به موجب آن برابر ماده 24 امتیازنامه آن شرکت تصمیم گرفته است از اجرای مفاد قرارداد و امتیازنامه صرف‌نظر نماید.» به این ترتیب بار دیگر تلاش شرکت‌های آمریکایی در نفوذ به درون ایران و مشارکت در امور مربوط به اکتشاف، استخراج و انتقال نفت با شکست روبرو شد.
5 روابط ایران و آمریکا (دوران پهلوی دوم)1332-1320
1-‌5 دوران جنگ جهانی دوم وپس از جنگ
با آغاز جنگ جهانی دوم، ایران و آمریکا همچنان روابط سردی را تجربه می‌کردند و عذرخواهی فرستاده ویژه آمریکا درخصوص قضیه غفار جلال و برقراری دوباره روابط دیپلماتیک تاثیر چندانی بر توسعه و گسترش روابط دو جانبه بر جای نگذاشت. لذا پس از حمله انگلستان وشوروی در 3 شهریور 1320 (25 اوت 1941) و اشغال ایران، با وجود این که رضا شاه تلگرافی برای روزولت فرستاد و از او در برابر حمله متفقین درخواست کمک کرد، رئیس‌جمهوری آمریکا با توجه به سردی روابط کشورش با ایران، همچنین آگاهی از نقشه‌های انگلستان درباره ایران در طی کنفرانس آتلانتیک، هشت روز پس از آن در 11 شهریور به درخواست رضاشاه پاسخی فرستاد که اخلاقی بودن عملیات انگلستان و شوروی را نه تایید و نه تکذیب کرد، اما تلاش نمود لزوم این عملیات را اثبات نماید. از آنجایی که روزولت ناچار بود از این عملیات که از لحاظ اخلاقی قابل بحث. ولی از نظر استراتژیکی ضروری بود دفاع کند، اما تلویحاً مسوولیت نظارت بر اجرای وعده‌های انگلستان و شوروی در خصوص ایران را بر عهده گرفت. به منظور مشخص نمودن شرایط اشغال ایران، وظایف و مسوولیت‌های هر یک از طرفین درگیر و زمان بندی عملیات خروج از ایران پس از پایان جنگ، در 9 بهمن 1320 پیمانی به امضای سفیرهای انگلستان و شوروی و وزیر خارجه ایران رسید که به پیمان سه جانبه معروف شد. به موجب این پیمان که در 9 فصل و 3 ضمیمه تنظیم شده بود دولت‌های بریتانیا و شوروی متعهد شدند استقلال 1و تمامیت سرزمینی ایران را محترم شمرده، از قلمرو سرزمینی ایران در برابر هر گونه تجاوز از سوی آلمان دفاع کنند. در مقابل دولت ایران متعهد شد با کلیه وسایلی که در اختیار دارد با متفقین همکاری کند. امضای این قرارداد طی تلگرافی به اطلاع روزولت رئیس جمهور آمریکا رسید و نامبرده در پاسخ خود اجرای پیمان سه جانبه را تضمین کرد. پس از امضای پیمان سه جانبه به منظور هماهنگ ساختن تلاش‌ها و عملیات متفقین و به ویژه گشایش جبهه دوم در اروپا بر علیه آلمان که خواسته شوروی‌ها بود، کنفرانس تاریخی تهران در 6 آذر 1322 (25 نوامبر 1943) برگزار شد. در هنگام برگزاری کنفرانس، دیدارهایی میان نخست‌وزیر و وزیر خارجه ایران با وزیرهای خارجه انگلستان و شوروی و مشاور ویژه رئیس‌جمهور آمریکا انجام شد که نتیجه آن صدور بیانیه‌ای بود که در آن از همکاری ایران با متفقین تقدیر شده بود و متفقین حفظ استقلال و تمامیت سرزمینی ایران را بار دیگر مورد تاکید قرار دادند. این بیانیه در 10 آذر 1322 به امضای روزولت، چرچیل و استالین رسید که به اعلامیه تهران معروف شد. وضعیت نابسامان اقتصادی ایران به ویژه در جریان اشغال کشور توسط متفقین به صورت اسفناکی درآمده بود. تورم، افزایش قیمت‌ها، تشکیل بازار سیاه، کمبود خوار و بار، احتکار و قحطی که نتیجه مستقیم حضور ارتش‌های بیگانه بود، موجبات نارضایتی شدید مردم را فراهم ساخته بود و این جدا از مشکلات فرهنگی و اخلاقی بود که در طول دوران اشغال، همواره موجب بروز درگیری‌ها و نارضایتی‌هایی می‌شد. بنابراین ضروری به نظر می‌رسید که متفقین اقدامی برای بهبود وضع اقتصادی ایران به عمل آورند. در پی سفر وندل ویلکی نماینده ویژه رئیس‌جمهوری آمریکا به ایران در مرداد 1321، روزولت اعلام نمود که دفاع از ایران یک مساله حیاتی برای ایالات متحد آمریکا به شمار می‌رود، آن دولت آماده است به ایران کمک نماید. این اقدام آمریکا مورد پشتیبانی دولت انگلستان نیز قرار گرفت.1 از نظر انگلستان با توجه به وضعیت انگلستان و شوروی در نزد افکار عمومی مردم ایران به عنوان اشغالگر، بهترین کار این بود که از آمریکایی‌ها استفاده شود. این بار برخلاف دفعه های گذشته، چون دولت آمریکا سیاست انزواگرایانه را کنار گذاشته بود از این پیشنهاد استقبال کرد و چند هیات از مستشاران مالی، نظامی، بهداشتی، کشاورزی و نفتی به ایران اعزام نمود. مهمترین آنها، هیات دکتر میلسپو و مستشاران مالی بودند. با توجه به این که میلسپو به دلیل حضور قبلی‌اش با امور ایران آشنایی داشت و از خود خاطره نسبتا خوبی نیز بر جای گذاشته بود، تصور کلی این بود وی برای این ماموریت بهترین شخص می‌باشد. میلسپو در دی 1321 وارد تهران شد و به عنوان رئیس کلی دارایی با اختیارات گسترده‌ای امور مالی و اقتصادی ایران را در دست گرفت. خزانه‌داری، ترابری، پخش خوار و بار و تثبیت قیمت‌ها و حتی تعدیل اجاره‌بها در اختیار او و 60 نفر از همکارانش قرار داده شد. ماموریت دوم میلسپو به چند دلیل با شکست روبرو شد و خاطره خوش نخستین ماموریت او را نیز از بین برد. یکی از دلایل شکست ماموریت دوم میلسپو عدم پشتیبانی دولت آمریکا از طرح‌های او بود. روزولت که در اواخر عمر خود و به ویژه پس از کنفرانس تهران به شدت تحت تاثیر استالین بود سیاست دلجویی از شوروی را پیگیری می‌کرد و در موارد بسیاری در برابر استالین کوتاه آمد، به همین جهت آن گونه که لازم بود از میلسپو و هیات مالی او پشتیبانی نکرد. میلسپو نیز در اثر بی‌تدبیری (خواسته یا ناخواسته) نتوانست اعتماد ایرانیان را جلب کند. سومین عامل ناکامی او این بود که میلسپو در درجه نخست مسوولیت تامین خوار و بار و نیازهای متفقین را بر عهده داشت و مسائل اقتصادی و مالی ایران برای او در درجه دوم اهمیت قرار داشت. به دلایل یاد شده، اقدامات او به ویژه شیوه وصول مالیات‌ها موجب برانگیخته شدن خشم عناصر چپگرا (حزب توده) و راستگرا (محافظه‌کاران) و شماری از نمایندگان ملی گرای مجلس شد. در نهای

ت و در اثر مجموعه شرایط و عوامل یاد شده و در پاسخ به فشار افکار عمومی و گروه‌های سیاسی و اقتصادی اختیارات گسترده او در دی ماه 1323 توسط مجلس شورای ملی لغو شد. میلسپو نیز زیر بار فعالیت با اختیارات محدود نرفت و ایران را ترک کرد. دولت آمریکا در سال‌های جنگ جهانی دوم مبلغی در حدود 45 میلیون دلار با عنوان قانون وام و اجاره به ایران کمک کرد. این کمک در چارچوب تقویت بنیه اقتصادی و جلوگیری از فروپاشی ایران زیر فشار اشغال نیروهای متفقین صورت گرفت. در خلال سال‌هایی که ایران در اشغال متفقین بود، بار دیگر مساله اعطاء امتیازات نفت به دولت‌های بزرگ موجب بروز اختلافات و بحث و جدل‌های بسیار در میان سیاستمداران شد. مساله از این قرار بود که در اسفندماه 1322 دو هیات انگلیسی و آمریکایی از جانب چند شرکت نفتی به تهران آمدند و خواستار امتیاز نفت در نواحی جنوب شرقی (بلوچستان) ایران شدند. به محض این که شوروی‌ها از این‌گفت‌وگوها، اطلاع حاصل نمودند، آنها نیز مساله کهنه و قدیمی نفت شمال را مطرح کردند. نمایندگان شرکت ‌های انگلیسی و آمریکایی پس از اطلاع از تصمیم شوروی‌ها در تقاضای امتیاز نفت شمال، گفت‌وگوهای خود را قطع کردند زیرا این وضعیت رابه ضرر منافع خود می‌دانستند. از سوی دیگر در چنین اوضاع واحوالی بود که دکتر محمد مصدق، طرح منع واگذاری امتیاز نفت به هر کشوری را به مجلس تسلیم کرد و این طرح بلافاصله به تصویب مجلس شورای ملی رسید. طرح دکتر مصدق بعدها مبنای سیاست موازنه منفی شد.
مهمترین مساله‌ای که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم تا جنبش ملی شدن صنعت‌نفت بر روابط ایران و آمریکا تاثیر بسزایی بر جای نهاد، قضیه آذربایجان و مساله خروج نیروهای شوروی از قلمرو ایران بود. دولت ایران در 29 اردیبهشت 1324، طی یادداشت‌هایی پیروزی در جنگ را به سه دولت بزرگ متفق تبریک گفت و در ضمن از فرصت استفاده کرده و خاطرنشان ساخت که به موجب ماده 5 پیمان سه جانبه و قولی که در کنفرانس تهران داده شده بود، پس از پایان جنگ در اروپا، با توجه به نبود ضرورت ماندن نیروهای متفقین در ایران، بهتر است هر چه زودتر خاک ایران را تخلیه کنند تا اوضاع کشور به حال عادی برگردد و دولت مرکزی بتواند چاره‌ای برای بهبود وضع فلاکت‌بار مردم بیابد. این یادداشت بی‌پاسخ ماند، تنها در 19 تیر ماه سال، سفارت آمریکا بر تخلیه نیروهای نظامی آن کشور از ایران در صورت وضعیت مناسب نظامی تاکید کرد. در کنفرانس پوتسدام (26 تیر تا 11 مرداد 1324) مساله تخلیه ایران از نیروهای بیگانه مطرح گردیده، اما شوروی‌ها به بهانه این که هنوز جنگ با ژاپن خاتمه نیافته است با آن موافقت نکردند. لذا پیگیری موضوع به گردهمایی وزیرهای خارجه سه کشور در سپتامبر همان سال ارجاع شد و تنها موافقت شد نیروهای بیگانه از تهران عقب‌نشینی کنند. در کنفرانس وزیرهای خارجه سه کشور متفق در لندن، شوروی بار دیگر از پذیرش صریح تخلیه ایران خودداری کرد و برنامه زمانبندی آن را بر طبق ماده 5 پیمان سه جانبه به شش ماه پس از پایان جنگ با ژاپن موکول کرد. این پیشنهاد مورد توافق وزیرهای خارجه شوروی و آمریکا قرار گرفت و سه دولت بزرگ طی یادداشتی تصمیم خود را به آگاهی ایران رساندند. هنوز بیست‌وچهار ساعت از صدور اعلامیه کنفرانس لندن نگذشته بود که دسته‌های مسلحی از عناصر کمونیست در شهرهای آذربایجان دست به قیام مسلحانه زدند و با کمک ارتش سرخ ادارات دولتی و پاسگاه‌های ژاندارمری را اشغال کردند و تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان را اعلام نمودند. در 21 آذر 1324 پادگان تبریز تسلیم شد و همزمان با این اوضاع، شوروش دیگری در کردستان و به تحریک شوروی صورت گرفت و حزب کومله کمونیستی کردستان تاسیس جمهوری دموکراتیک کردستان را در مهاباد اعلام کرد. بدین سان ایران در آستانه تجزیه کامل قرار گرفت. به منظور مقابله با این وضع ابراهیم حکیمی نخست‌وزیر وقت ابتدا تصمیم به تشکیل یک کمیسیون سه جانبه با پیشنهاد آمریکا و انگلستان گرفت که با افشاگری دکتر مصدق امکان تشکیل آن نقش بر آب شد.1 پس از شکست طرح کمیسیون سه جانبه دولت حکیمی استعفا داد اما پیش از این کار به تقی‌زاده سفیر ایران در لندن دستور داد شکایت ایران از شوروی را به دبیر کل موقت سازمان ملل متحد تسلیم کند. پس از حکیمی، احمد قوام (قوام‌السطنه) مامور تشکیل کابینه جدید شد. قوام سیاستمداری سالخورده و ماهر بود و چنین وانمود می‌کرد که نظر مساعدی نسبت به مسکو دارد. تقی‌زاده پیش از آن که قوام مساله طرح شکایت ایران به سازمان ملل را مورد بازنگری قرار دهد، شکایت ایران را به دبیرکل موقت تسلیم کرد و مساله پس از طرح در مجمع عمومی به شورای امنیت احاله شد. هنگام طرح مساله در شورای امنیت مشاجره لفظی سختی میان تقی‌زاده و نماینده شوروی روی داد. در 29 بهمن 1324 قوام به منظور مذاکره با استالین به مسکو رفت. در آنجا استالین پذیرش خودمختاری آذربایجان و موافقت ایران با تشکیل شرکت نفت مختلط ایران وشوروی برای بهره‌برداری از نفت شمال را شرایط شوروی برای تخلیه استان‌ها ی مذکور اعلام کرد. اما خاطرنشان کرد تخلیه استان‌های شمالی را براساس ماده هشتم معاده 1921 تا هر زمان که مناسب بداند ادامه خواهد داد. در پی این اوضاع، سفیر آمریکا در مسکو طی یادداشتی از دولت شوروی دعوت کرد که نیروهای خود را هر چه زودتر از ایران فرا بخواند. دولت شوروی در مقابل در نهم مارس در حالی که قوام بدون پذیرفتن توقعات کرملین عازم ایران بود واحدهای ارتش شوروی به


5 6 دسته‌بندی نشده  یکی یک وزیر هیات نفت میلسپو مساله مختار مجلس متفقین کنفرانس کشور قرارداد شوستر شوروی سیاسی سفارت رئیس درخواست خورشیدی خارجه جنگ جانبه تهران برقراری انگلستان انقلاب اشغال آمریکایی آمریکا
قیمت: 100 تومان

برای پیدا کردن مطالب مشابه در این سایت ، از قسمت جستجو استفاده کنید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

مطالب مرتبط

5

30 (2393)

HYPERLINK “http://vahidsaeedi.blogfa.com/post-3.aspx” رفتارشناسی حیوانات اهلی مقدمه: در طول چندین هزار سال انسان شکارچی و مصرف کننده گوشت می‌باشد. انسان Homoerectus در 400 هزار سال قبل شکار و استفاده از آتش را برای پختن گوشت آغاز ادامه مطلب…

5

30 (2354)

7) بحث با توجه به مصرف رو به رشد فراورده های پروتئینی دریائی در جهان و سمیت بالقوه فلزات سنگین در این ماده مصرفی، بررسی این عوامل به عنوان یک شاخص بهداشتی در دستور کار ادامه مطلب…

5

30 (2252)

کارآفرینی کارخانه ماکارونی مقدمه ماکارونی در حال حاضر به عنوان عنصری پر اهمیت در تامین غذای روزانه مردم دنیا از جایگاه ویژه ای برخوردار است . با توجه به این مهم گروهی از پیشگامان آرد ادامه مطلب…

background